این وبلاگ من فیلتر شد و وبلاگ جدید راه سبز امید به ادرس زیر منتقل شد
http://giovane.blogfa.com/
در ضمن دوستان به جای وبلاگ قبلی این وبلاگو لینک کنن.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Fri 25 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای دکتر احمد توکلی در نامهای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرتطلبی و تخطی از خط امام متهم کرده است. او در این نامه ادعا می کند امام در زمان جنگ با سیاستهای دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل میکردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است که پیش درآمد خبری سایت الف را شکل میدهد: « گویا میخواهید حاکمیت را به برخورد با خود بکشانید. تردیدی نیست که معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان کسی که دوبار این نامه را خواندم هیچیک از عبارات فوق را جان کلام نیافتم. در نامه ایشان جان کلام این است که آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمیگیرند .
آقای توکلی! امروز کسانی هستند که شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور کنید که این افراد به خواستههای دوستان شما تن می دادند، تسلیم میشدند و به حق ملت خیانت میکردند. در آن صورت اینک از چه کسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت کنند؟ کشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمیبرد. شعارهایی که در نامه خود به آنها اشاره کردهاید یقینا مورد علاقه و توصیه کسانی که برایشان نامه نوشتهاید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع میشود؟ آنان حتما این کار را خواهند کرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد. آیا فکر نمیکنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارندهای بار دیگری را بر نمیدارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد. آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفتهاند که لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نکردهاند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینههای سنگین و غیرقابل تحمل برای کشور میدانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .
متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله میکنیم میگویند مگر ما تصمیمگیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبههافکنیهایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد میکنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلالهای محکمهپسند ارائه میکنی در جواب میگوید مگر دست من است؟ سپس معلوم میشود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاههای اخیر اعلام کردهاند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام میدهد؟ وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کردهاند. رهبری این عمل را محکوم کردهاند. نیروی انتظامی از آن تبری میجوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا میگردد. هیچکس آنها را نمیشناسد. هیچکس نمیداند از فرماندهان و سازماندهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشتهایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .
اشتباهات این چند ماهه محصول رفتار کسانی است که تصور میکنند اگر یک امر موهوم را ده بار با صدای بلند و اعتماد به نفس کافی فریاد بزنند آن امر موهوم به واقعیت تغییر ماهیت میدهد و چون این تغییر ماهیت صورت نمی پذیرد همواره به دنبال مقصر هستند. از نظر آنها تقصیر همیشه در یک جایی بیرونی قرار دارد؛ بیرون از مرزها، بیرون از نظام، بیرون از حلقه خودیها، بیرون از جلسه تصمیمگیریها، بیرون از هر جایی که آنها هستند؛ از نظر آنها همه متهم به خیانت و ارتباط با اجنبی و جیرهخواری و هر اتهام دمدستی و نخنمای دیگر هستند، همه به جز خودشان و در الصاق این اتهامات استثنایی جز خودشان وجود ندارد. اگر باور نمیکنید، تا فردا صبر کنید.
آنها کسانی هستند که از حرمت شکنی تغذیه میکنند. در این خطیئه برایشان هیجانی هست که جانشان را تازه میکند. آنها به این کار اعتیاد پیدا کردهاند؛ با دلیل و بیدلیل سراغش میروند و زیادهروی در این اعتیاد را هر روز بیشتر میکنند. لا یرقبون فی مومن الا و لا ذمة در مورد هیچ مومنی نه معیارهای خویشاوندی و نه اصول عهد و پیمان را رعایت نمیکنند. آیا کسانی که حرمت خاندان امام را میشکنند حرمت دیگری را رعایت خواهند کرد. آنها برای اینگونه حرمتشکنیها حتی به دنبال بهانه مناسب هم نیستند؛ بیبهانه و بیمقدمه و بدون رعایت حداقل ظواهر این کار را انجام میدهند. مقاله مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی را در سایت رسمی این موسسه مطالعه کنید و ببینید آیا امام حسین (ع) را با منطق همین مقاله نکشتند؟ «معیار امام راحل مبنی بر ” حال فعلی افراد ” برای ارزیابی میزان پایبندی خوشسابقهها به اصول و آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی ، قطعا” شامل حال اعضای خانواده و بستگان خود ایشان نیز میشود، زیرا اگر به فرموده امام “حفظ نظام از اوجب واجبات است ” ، بنابر این در صورت غفلت یا کژتابی افراد مورد احترام نسبت به آرمانهای اصیل انقلاب و نظام ، نمیتوان حرمت آنها را بر حیثیت و اعتبار نظام – که خونبهای هزاران شهید و مرهون ایثارگری جوانان فداکار و گمنام این سرزمین است – مقدم و مرجح دانست». ان الحسین خرج عن دین جده فدمه هدر. حسین از دین جدش خارج شده است پس خونش را باید ریخت.
«متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک میمالد.
اینک صد روز است که جامعه ما صحنه اجرای تدابیر پرهزینه آنان است. آیا امروز بحران عمیقتر است یا سه ماه پیش؟ آیا در جمعه سبز که نه تهدیدی در کار بود و نه تلاقی چند تعطیلی متوالی مردم را به سفر آخر تابستان تشویق میکرد معترضین به نتایج انتخابات پرشمارتر به خیابان آمدند یا در روز قدس؟ کاملا پیداست که هیچکدام از راه حلهای «متولیان امور» فایدهای به همراه نداشته است. آیا وقت آن نرسیده است که دیگر به تحلیلهای مالیخوالیایی آنان اعتماد نشود و فرماندهی همه چیز کشور از دست آنان خارج گردد؟
واقعیت آن است که اینان هیچ تحلیل درستی از شرایط جامعه ندارند .آنها واقعا خیال میکنند اگر مهندس موسوی در روز ۲۳ خرداد به وقایع غمبار صورت گرفته در انتخابات اعترض نمیکرد آب از آب تکان نمیخورد و هیچ از هیچ تغییر نمیکرد.
ما قانع نیستیم که چرا باید حق اعتراض،………. از مردم سلب شود یا کسی حق داشته باشد این اعتراض آنان را تشویش اذهان عمومی بنامند. ۱۴۰۰ سال پیش در محکمهای که قاضی آن خود خلیفه بود حکمی بر علیه فاطمه زهرا (س) صادر شد که ایشان به آن اعتراض کرد و ۱۴ قرن است که هنوز ما داریم به این حکم اعتراض میکنیم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن کسی این اعتراض را تشویش اذهان عمومی ننامید؛ مگر آن که از این پس جمهوری اسلامی به قاعده وحدت رویه قضایی این کار را بکند.
با این حال مسئله ما فعلا این نیست. حتی اگر مهندس موسوی هم اعتراض نمیکرد، مردم به آنچه در انتخابات روی داد اعتراض میکردند. واقعیت این است که تظاهرات عظیم روز ۲۵ خرداد با منابع اعطایی بنیاد سوروس و به دست کسانی که از چند روز قبل در زندان به سر میبردند سازماندهی نشد، بلکه این مردم بودند که به صورت خودجوش این رویداد تاریخی را رقم زدند. در روز ۲۵ خرداد از چندین طریق به دفتر مهندس موسوی پیغام رسید که نیروهای ضدشورش با حاضران در تظاهرات ………….برخورد خواهند کرد و مسئولیت خون این عده به گردن اوست، از این رو دکتر بهزادیان رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی رسما در سایت قلم اعلام کرد چون مجوز لازم صادر نشده است راهپیمایی برگزار نخواهد شد. روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲ بعدازظهر تعداد قابلتوجهی از دوستان مهندس موسوی در دفتر او جمع شده بودند و به او اصرار میکردند به خیابان نرود، زیرا با توجه به اطلاعیهای که از سوی آقای بهزادیان منتشر شده است تنها تعداد کمی از کسانی که از لغو تظاهرات بیاطلاعند خواهند آمد و قاعدتا برای زهر چشم گرفتن از دیگران، این عده بهشدت سرکوب میشوند و جان هرکسی که به میانشان برود هم در معرض خطر قرار میگیرد. اتفاقا آن روز تنها استدلال مهندس موسوی برای حضوردر خیابان این بود که در چنین شرایطی نمیتواند مردم را تنها بگذارد، شاید حضورش هزینه سرکوب را بالا ببرد و از شدت آن کم کند. علیرغم تمامی این پیشبینیها آن جمعیت عظیم در صحنه حاضر شد. واقعیت اینهاست.
واقعیت این است که اگر موسوی نبود اتفاقی که اینک پس از سه ماه در ابعادی محدود رخ داده و آقای دکتر احمد توکلی این همه از آن نگران است، همان روز اول روی میداد. این موسوی بود که اجازه نداد مردم در دام تبلیغات کسانی بیفتند که میخواستند اسلام را به خطاهای «متولیان امور» متهم کنند. این او بود که جوانان را با منطق انقلاب آشنا کرد و به آنان نشان داد همچنان میتوانند با تکیه بر میراث پدران شهیدشان حقوق مسلم خود را با کمترین هزینه استیفا کنند.
در روز قدس شعارهایی داده شده و اینک مهندس میرحسین موسوی و حجتالاسلام و المسلمین خاتمی از سوی آقای توکلی به این خاطر مورد مواخذه قرار دارند. آیا این مواخذه به حق است؟
اولا گزارشهایی که ما از افراد حاضر در صحنه به دست آوردهایم نشان میدهد شعارهایی که آقای توکلی در نامه خود آورده و صدا و سیما با آب و تاب رویش کار کرده شعارهای اصلی راهپیمایان نبوده است. ثانیا همان عده قلیل هم از روی عصبانیت و نه به عنوان یک سیاست راهبردی این شعارها را سر میدادند.
أیا صدا و سیما انبوه سبزها را ندید؟ به راستی اگر ادعای صدا و سیما درست باشد و این تعداد از مردم ما هوادار اسرائیل باشند دیگر چه چیز از نظام باقی میماند؟!
اگر جوانی عصبانی شود و بر روی دیواری شعار ….. بنویسد وظیفه شهرداری چیست؟ آیا باید آن را پاک کند یا از آن عکس بگیرد و در صفحه اول روزنامه به چاپ برساند؟ هیچ معلوم هست که صدا و سیما چه کار دارد میکند؟ دیگر لازم نیست تا فردا صبرکنید؛ «متولیان امور» حرمت شکنی از استثنائات را از دیروز شروع کردهاند.
حتی برای نظامهایی که در بحران به سر نمیبرند عاقلانه است همواره به روزی که اعتماد مردم را از دست بدهند بیندیشند. اگر واقعا آن جمعیت عظیم چنین شعارهایی را با اعصاب آرام و به عنوان یک تصمیم سر داده بود تکلیف چه بود؟ از موسوی که او را با این الفاظ مورد خطاب و مواخذه قرار میدهید انتظار دارید در کدام فضا و با کدام رسانه از بروز چنین شرایطی پیشگیری کند. آیا این او بود که مردم را به سوی شبکههای ماهوارهای بیگانه گسیل کرد یا دوستان شما بودند؟
آقای توکلی! انصاف بدهید. وجدانتان را قاضی کنید و در خلوتی صادقانه و مسئولانه با خود این پرسش را پاسخ بدهید که به راستی چه کسی باید از راه خطایی که رفته است باز گردد؟
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
دکتر محسن رضایی با ابراز تاسف از هجمه هایی که این روزها به بیت امام می شود، گفت: یکی از خطوط قرمز جدی در حفظ انقلاب باید موضوع امام(س) باشد و کسی وارد این خط قرمز نشود.
وی که در آستانه هفته دفاع مقدس با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران گفت و گو می کرد، اظهار داشت: بیت امام و آثار و اندیشه ها و تفکر حضرت امام در این خط قرمز قرار دارد و کسانی که حرمت این حریم ها را میشکنند، به نظر من به انقلاب جفا می کنند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: البته جفای در حق امام فقط به همین موضوع خلاصه نمی شود و برخی افراد که یا در جنگ اصلا حضور نداشتند و یا کمترین حضور را داشتند، در گذشته و حال درباره مدیریت حضرت امام در آن سال ها به خصوص در ابتدای جنگ تحمیلی و در مقطع پذیرش قطعنامه شبهه افکنی هایی می کنند که هیچ هدفی نمی تواند داشته باشد جز اهداف تبلیغی کوتاه مدت و این جفای در حق همه مسئولان، فرماندهان و رزمندگان آن دوران و در راس همه حضرت امام است.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
سید مهدی طباطبایی نماینده سابق مجلس و استاد اخلاق دوشنبه شب در یک برنامه تلویزیونی تاکید کرد که انگیزه دروغ گویی و ایراد اتهام و تهمت علیه دیگران، عدم توانایی در اجرای وظایف و مسئولیتهاست.
به گزارش فردا، حجت الاسلام طباطبایی که به همراه آیتالله حائری شیرازی در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم حضور یافته بود، اعضای جامعه را به اعضای بدن انسان تشبیح کرد که برای بقا و حیات به همدیگر احتیاج دارند.
وی در همین ارتباط به این مصرع از شعر فردوسی «بنی آدم اعضای یکدیگرند» اشاره کرد و گفت: همانطور که یکی از اعضای بدن به خوبی کار نکند دیگر اعضا هم دچار مشکل میشود، در جامعه هم اگر یکی از بعدها مثلاً تامین خدمات به خوبی کار نکند دیگر بخشها هم دچار مشکل میشود.
وی منشأ مشکلات کشور بعد از انتخابات ریاست جمهوری را دروغگویی، ایراد اتهام و افترا علیه یکدیگر دانست و در پاسخ به این سوال مرتضی حیدری مجری برنامه که به نظر شما انگیزه ایراد دروغ و اتهام و تهمت چیست؟ گفت: کسانی که از عهده مسئولیت خود بر نمیآیند و کارآمدی و توانایی لازم در انجام وظایف را ندارند، دروغ میگویند و اتهام میزنند.
طباطبایی با بیان اینکه سکوت و سکون جامعه با همدیگر متفاوت است تاکید کرد: به هر حال مشکلاتی پیش آمده حال آیا باید مشکلات را تشدید کرد یا ترمیم؟ باید آرامش رفته را بازگرداند.
این نماینده سابق مجلس در پایان اظهار داشت: با عذرخواهی، ارفاق و احسان میشود مشکلات را حل کرد.
خبرآنلاین نیز گزارش داد طباطبایی در بخشی دیگر از این گفت و گو درباره اینکه چه می توان کرد تا ارامش به جامعه بازگردد خاطرنشان شد : راه حل بسیار ساده است . هنوز هم می توان با اقدامات ساده ای آرامش را به کشور برگرداند . کافی است چند تا کار انجام دهیم .
یکی انکه مانند اوایل انقلاب مسایل دینی را به علمای دین و روحانیون قم و حوزه های علمیه بسپاریم نه اینکه هر استاد دانشگاه و فردی غیر روحانی بخواهد درباره امور دین صحبت کند . این استاد اخلاق در ادامه با تاکید در مسایل اخیر پس از انتخابات نیز فقط افرادی توانسته اند آرامش خود را حفظ کنند و با ایمان بمانند که دین خود را از سرچشمهاش بدست اورده اند گفت : کاری به دیگران ندارم اما من هر وقت که مثلا یک خانمی را بدون حجاب در خیابان می بینم به خدا می گویم خدایا مرا به خاطر رفتار این فرد در قیامت مواخذه نکن .
وی سپس با بغض خطاب به مردم نشسته در پای تلویزیون افزود : من دیگر به آخر عمرم رسیده ام اما شما را به فاطمه زهرا (س) قسم می دهم مرا دعا کنید تا بی ایمانی مردم و اینکه نسبت به دین سست و از آن روی برگردان شده اند به خاطر رفتار من یکی نباشد . چرا که افراد زیادی در اثر رفتار ما نسبت به دین بدبین شده اند .
طباطبایی هم چنین در خاتمه سخنانش متذکر شد : من با ارسال نامه هایی به برخی افراد کشور نصایحم را خدمتشان عرض کردم و برای اینکه نامه هایم باعث فتنه نشود انها را علنی نکردم.
با این وجود وی در ادامه یکی از مخاطبان نامه هایش را در شبهای قدر معرفی کرد و افزود : آقای رییس جمهور جایی گفته بودند دولت من در صدسال گذشته متشرع ترین دولتها در ایران بوده است. این حرف خیلی به من گران آمد. یعنی دولت شما ازدوره امام (ره) هم دینی تر بوده است ؟ معلوم است که هرگز چنین نبوده.
طباطبایی درباره مشایی نیز گفت: ایشان هم بهتر است درباره دین و مسایل مذهبی سخن نگویند و صحبت در این باره را به اهلش بسپارند.
وی در خاتمه گفت که از آقای احمدینژاد خواستم تا مراقب سخنان خودش و آقای مشایی باشد.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
به دنبال انتشار مطالبی مبنی بر دیدار سید محمد خاتمی و جورج سوروس توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و به دنبال آن روزنامه کیهان، دفتر سید محمد خاتمی با انتشار اطلاعیهای ادعاهای مطرح شده را تکذیب کرد.
متن این اطلاعیه بدین شرح است:
به نام خدا
با تأسف فراوان هر روز شاهد ادعاهای بیاساس نسبت به شخصیتهای انقلاب و کشور و افراد و شهروندان و ایراد تهمتهای ناروا به آنان هستیم. این امر اگرچه تازگی ندارد ولی اصرار بعضی محافل و رسانهها بر این اقدام زشت، بعد از بیانات روشن رهبری معظم در خطبه نماز عید فطر درخور تأمل است و نشاندهنده میزان صداقت دروغپردازان در ادعای پیروی از رهبری است.
آنچه به نقل از فردی به نام جرج سوروس در پارهای مطبوعات و رسانهها آمده یا تیتر سازی شده است اساساً فاقد صحت است.
سید محمد خاتمی نه این شخص را میشناسد و نه طبعاً در داووس یا جای دیگری با ایشان دیدار و گفتوگوی شخصی یا مشخصی داشته است. البته در مجامع فراوان بینالمللی که ایشان شرکت یا سخنرانی کردهاند شنوندگان فراوان داشته است و مطالب بیان شده توسط ایشان کاملاً روشن است و مسؤولان عالی رتبه نیز مرتباً چه به صورت مکتوب و چه شفاهاً در جریان قرار گرفتهاند.
همچنین متن سخنان و مصاحبهها و مطالب ایشان نیز در رسانههای جهانی و ایرانی به موقع منعکس شده است.
گرچه این دروغ پردازیها و تهمت زنیها در وجدان بیدار مردم شریفی که اسلام و ایران و آزادی و پیشرفت و حرمت انسان را میخواهند، بی اثر بلکه دارای اثر معکوس است، ولی از بداخلاقی در جامعه و نظامی که باید مهمترین شاخصه آن راستی و اخلاق باشد به خدا پناه میبریم!!
سی و یک شهریورماه ۱۳۸۸ دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس، تاکید کرد:« توصیههای مقام معظم رهبری در خصوص رفع فضای تهمت و بدگمانی را باید بزرگان جامعه و آنها که قدرت را در دست دارند، جامه عمل بپوشانند.»
مسعود پزشکیان در گفتگو با ایسنا، اظهار داشت:«اگر توصیههای مقام معظم رهبری را آنها که قدرت را در دست دارند و میتوانند در رسانهها و سیستم اطلاعرسانی در سطح کشور یک چنین جوی را حاکم کنند، عمل میکردند، قطعا این مشکلاتی که به وجود آمده بود به وجود نمیآمد.»
به گفته وی، بزرگان باید دقت میکردند و قبل از اثبات یک امر در دادگاه و مسجل نشدن آن ، تهمت نمیزدند.
این عضو کابینه اصلاحات همچنین ابراز تاسف کرد که این امر توسط رسانههای عمومی و بزرگان طرح شد و این مسیر علیه مسوولان مختلف ، فرزندان و سابقه آنها و گذشته انقلاب تداوم یافت و نتیجه آن شده است که جوی نامناسب به وجود آمده است.
پزشکیان با بیان اینکه وقتی ما در داخل روند را این چنین ادامه دهیم، رسانههای بیگانه هم سوءاستفاده میکنند، این پرسش را مطرح کرد که وقتی ما میگوییم ۲۷ سال دراین مملکت کج رفتهایم و مسوولان کشور رانتخواری کردهاند، آیا میخواهید رسانه خارجی بگوید اینگونه نیست؟
پزشکیان درباره لزوم ساماندهی سایتهای بدون شناسنامه که به انتشار اخبار دروغ میپردازند نیز گفت:«مشکل از خود ما و از کسانی که باید این فضا را آرام کنند، شروع میشود ، وقتی این افراد خود، فضا را شعلهور میکنند و به آن دامن میزنند، هر رسانهای با دیدگاه خود ، آن را منتشر میکند ، چون ما با دست خود کاری کردهایم که نباید انجام میدادهایم.»
به اعتقاد وی ، رفع فضای تهمت قطعا در آرامسازی فضای سیاسی تاثیرگذار است به شرط آنکه بزرگان خود را اصلاح کنند.این موضوع باید از بزرگان و بالا اصلاح شود، چون در پایین در این انقلاب هرگاه امام و رهبر معظم انقلاب دستور دادهاند، مردم تا پای جان ایستادگی کردهاند.
نماینده مردم تبریز افزود:«در حال حاضر جو را به گونهای درست کردهاند که فضای بدگمانی و بیاعتمادی نسبت به شخصیتها،انقلاب و گذشته ایجاد شده است. این فضا را افراد معمولی نمیتوانند ایجاد کنند، رسانه های خارجی هم یک عمر است که میخواهند چنین کاری انجام دهند و نتوانستند ،اما کسانی که توانستهاند این فضا را ایجاد کنند، باید خود را اصلاح کنند.»
وی درباره از دست رفتن فرصت برای الگوی صحیح مصرف ، اظهار داشت:«تا فضا به فضای وحدت و هماهنگی تبدیل نشود، نه تنها الگوی مصرف، بلکه دیگر برنامهها نیز قابل دستیابی نخواهد بود؛ چرا که وحدت ملی میتواند ما را به اهداف برنامهها نزدیک کند و بدون وحدت حتی نمیتوانیم روند عادی را نیز طی کنیم.»
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
متن نامه آقای مهندس میرحسین موسوی :
بسم الله الرحمن الرحیم
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمى منتظرى (دام ظله) با سلام ; پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوى اینجانب صادر شده است . احساس نیازى که همواره براى همفکرى و همکارى با مرجعیت گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق کرد تا نسخه اى از آن را جهت اخذ راهنمایى تقدیم کنم . اولین هدف در این بیانیه آن است که اگر خشم و نارضایتى در مردم به وجود آمده است آنان تصور نکنند که این احساسات منفى انباشته شده در ضمیرشان متوجه دین است . این رسالتى است که به نظر مىرسد بر عهده تمامى کسانى که اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان که اینک اکثریت جامعه ما را نیز شکل مىدهند میان برداشت هاى نادرست ، گزینشى و سطحى از دین و حقیقت آن اشتباه کنند و بر اثر هیجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگیرند. رسانه هاى دولتى اصرار دارند که ما را مسبب و محرک حوادث این چند ماهه معرفى کنند، حال آن که رفتارهاى مسئولان کشور نه فقط در انتخابات ، بلکه از سال ها پیش هیمه هایى را انباشته بود که با خطاهاى این ایام شعله ور شد و با باد نخوتى که بر آن دمیدند ابعاد این آتش روز به روز توسعه پیدا کرد. اینجانب قطعا حق را به مردمى مىدهم که با برخوردهاى غیراسلامى ، غیرقانونى و غیرمنصفانه حقوقشان پایمال شده است ; و با استناد به مدارک غیرقابل انکار بدون تردید اعتقاد دارم که در انتخابات تقلب هاى سازمان یافته و وسیع رخ داده است . در عین حال اگر در موجى که از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل کشور و اصل نظام نمى کردم ، برایم سخت نبود که بیست سال دیگر سکوت کنم . اما این گونه نبود و نیست که مردم با سکوت یا سازش یک نفر دست از حرکت خود بردارند، بلکه پس از مدت کوتاهى بلاتکلیفى به زودى این حرکت از نو و با شکلى کور و در حالى که به هیچ یک از دلبستگان به نظام اعتماد نداشت آغاز مىشد، و چه بسا دیگرانى که براى این کشور و ملت خواب هاى ناگوار دیده اند در هدایت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع مىکردند. هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و حرکات قبلى این است که تکاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشکنى هاى خطرناک نیفتد. این خطرى است که اگر محقق شود به راحتى مىتواند از ایران افغانستان و عراقى دیگر بسازد. ما نمى توانیم براى خوش آمد کسانى که نمى توانند این خطر را ببینند وظیفه خود را در پیشگیرى از آن فراموش کنیم ، کما این که نمى توانیم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به حق مردم و بازگو کردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش داشته باشیم . مرحوم ملا محسن فیض کاشانى در رساله الفت نامه غایت اکثر تکالیف شرعیه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذکر مىکند. نتیجه اى که از این محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چیزى است که در علوم جدید از آن با عنوان شبکه هاى اجتماعى نام مىبرند، به عنوان راهى براى مهار حکومت و بازداشتن آن از تکرار خطاهایش ، و به مثابه روشى که به سرزندگى اجتماعى بینجامد و بسترى که توان ها و عواطف به هیجان آمده را در بستر خود جاى دهد و از سرریزهاى تخریب کننده آن جلوگیرى کند، تقویت شبکه هاى اجتماعى در این بیانیه توصیه شده است . این پیشنهاد مىتوانست بنا بر آن چیزى که فیض مىفرماید رونویسى از نسخه اسلام تلقى شود، اگر چه کسانى که در بى انصافى مبالغه مىکنند آن را رونویسى از نسخه سیا خوانده اند. و سرانجام در این بیانیه راهکارهایى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه شده است که امیدوارم مورد اعتنا قرار گیرند. ۱۳۸۸/۶/۲۱ با احترام – میر حسین موسوى
پاسخ آیت الله العظمی منتظری :
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى دامت توفیقاته پس از سلام و تحیت ; نامه مورخ ۱۳۸۸/۶/۲۱ جنابعالى همراه با ضمیمه آن واصل و ملاحظه گردید. شخصیت جنابعالى و تعهدتان نسبت به ارزشهاى دینى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در دوران جنگ تحمیلى و حمایت هاى مکرر مرحوم امام خمینى (ره ) از شما براى همگان روشن است . در جریان انتخابات ریاست جمهورى اخیر و وقایع و فجایع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسیعى از مردم و نخبگان قرار گرفتید، در حقیقت از آزمایش و ابتلاء بزرگى در پیشگاه خداوند متعال و در مقابل مردم آگاه ، سربلند بیرون آمدید; و تاکنون در حد امکان و توان خویش از حقوق تضییع شده مردمى که با شرکت در انتخابات ریاست جمهورى افتخار بزرگى را براى کشور آفریدند دفاع نمودید، که جاى بسى تقدیر و تشکر دارد.
امور پیشنهادى ضمیمه نامه جنابعالى که در حقیقت تقویت و فعال نمودن شبکه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجیده و مطابق مقتضاى حال و شرایط کشور، و نیز مطابق دستور قرآن است که مىفرماید: (یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا…)، (سوره آل عمران ، آیه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار گیرد و آنها را عملى سازند و جو پلیسى و بگیر و ببند کنونى خاتمه یابد، مىتواند راه مفید و موثرى براى برون رفت از بحران کنونى – که در اثر قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم کارى ها دامنگیر جمهورى اسلامى شده است – باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراکندگى صفوف ملت گردد.
البته توجه دارید راه اصلاحى مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و نجات جمهورى اسلامى از این بحران بزرگ انتخاب کرده اید بس دشوار بوده و در معرض فشارها و تهدیدهاى بسیارى از ناحیه کسانى است که این بحران را ایجاد کرده اند. مطمئن باشید که با اتحاد و صبر و استقامت ، خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدایت براى پیروزى را به مردم عزیز عنایت مىفرماید. (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین )، (سوره عنکبوت ، آیه ۶۹); و از طرفى استقامت در این راه الهى ، انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ایمنى و نداشتن ترس و اندوه مىسازد. (ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا…)، (سوره فصلت ، آیه ۳۰).
متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سیاسى و مطبوعاتى بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گیرى هاى غیر حقیقى و دروغین مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از رسانه هاى عمومى پخش گردید، و این مسلم و بدیهى است که اقرار شخص بر علیه شخص دیگرى در چنین شرایطى معتبر و مسموع نیست ; بلکه آنچه بیشتر مورد تأکید روایات مستفیضه مىباشد این است که حتى اقرار شخص بر علیه خودش در زیر هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهدید، تجرید، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسایل الشیعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فى ولایة الفقیه ، جلد دوم ، صفحه ۳۷۸).
و اجتهاد در مقابل نص این روایات ، صحیح نیست ; و نظردادن در مقابل آنها بدعتى واضح است ، و اصل “اقرار العقلاء على انفسهم جایز” فقط در شرایط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .
علاوه بر این ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : “هر گونه شکنجه براى گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به شهادت ، اقرار و یا سوگند مجاز نیست ; و چنین شهادت و اقرار و سوگندى فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات مىشود.” طبق عموم و اطلاق این اصل ، هر گونه شکنجه اى براى اعتراف گیرى و کسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته شده از این طریق نیز ارزش و اعتبارى ندارد.
روشن است که حبس در سلول انفرادى بویژه در دراز مدت که متهم را زیر فشار وادار به اعتراف مىکند از مصادیق بارز شکنجه است ; و با اعمال فشار و شکنجه ، مخصوصا به شکل وحشتناکى که در دوره اخیر انجام شده و شرایط غیرعادى که در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر علیه خودش نیز معتبر و مسموع نیست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرایط و از طریق مصاحبه و میزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مکرر با وجود آن شرایط در بى اعتبار بودن ، حکم همان اعتراف اولیه را دارد.
همچنین در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : “هتک حرمت و حیثیت کسى که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانى یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است .”
حال چگونه شده است که افراد سرشناسى که سالها براى این نظام خدمت کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض دید میلیونها نفر مورد هتک حرمت و حیثیت قرار گرفته اند ولى هیچ کس در قبال این مسأله نه تنها مجازات نمى شود بلکه مورد تأیید و تشویق قرار گرفته و اعترافات نیز معتبر شمرده مىشود؟!
آنچه در این خصوص مشکل را بیشتر کرده و اعترافات را بى اعتبارتر مىکند این است که در سیستم قضایى کنونى کشور، مدعى و طرف دعوا در مقابل متهمان سیاسى که جریان فکرى مقابل حاکمیت هستند، خود اعتراف گیران و محاکم قضایى وابسته به حاکمیت است ; و نزد هیچ عقل سلیمى در هیچ کجاى جهان ، این گونه اعترافات و نیز حکم و داورى متعاقب آن ، کمترین ارزش حقوقى و قضایى را ندارد; چون در چنین محکمه اى مدعى و قاضى یکى است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل ۱۶۸ قانون اساسى آمده است همین است ، که متأسفانه به این اصل هم مانند بسیارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.
اقدامات اخیر حاکمیت و دادگاههاى نمایشى آن علاوه بر این که خلاف شرع و خلاف مصالح کشور و اسلامیت و جمهوریت نظام و از بدعت هاى بارز مىباشد، برخلاف مصلحت دنیوى خود حاکمان که مىخواهند حکومت و ریاست کنند نیز مىباشد. حاکمیت اگر به جاى سرکوب مردم و ایجاد فجایع اخیر، عقل و شعور سیاسى را حکم قرار داده و به تذکرات بعضى از بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و یک هیأت بیطرف و مرضى الطرفین را براى رسیدگى به شبهات انتخاباتى تعیین نموده بود، هرگز گرفتار بحران عدم مشروعیت کنونى نمى شد. حکومتى که در آن اقشار وسیعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نیست . اگر حکومت کردن با این شیوه و روش و با ایجاد رعب و خفقان و استبداد و سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سیاسى مختلف ممکن بود، رژیم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز پابرجا بود.
نظامى که تحت لواى اسلام بوده و افتخار شیعه بودن را دارد با انجام چنین اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلکه در کشور و در میان توده ها و جوانان خودمان نیز موجب بدبینى نسبت به اسلام و دین گشته ، و عجز اسلام از تحقق عدالت در جامعه را اعلام مىکند; و متأسفانه تصمیم گیرندگان امور بر این حقیقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى تملق گویان – که طبق حدیث پیامبر خدا(ص ) باید خاک بر دهان آنان ریخته شود – دل خوش کرده اند.
سلامتى و توفیق جنابعالى را در پیمودن این راه خطیر از خداوند بزرگ مسألت دارم . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
۳۱ شهریور ماه ۱۳۸۸ – ۲ شوال ۱۴۳۰
قم المقدسة – حسینعلى منتظرى
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 23 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
جمع آوری پیام تبریک برای تولد مهندس موسوی
سالروز تولد مهندس میرحسین موسوی روز هفتم مهر ماه می باشد و هوادارن ایشان در حال جمع کردن طومار امضای پیام تبریک به مهندس میرحسین موسوی هستند.
برای وارد شدن به لیست امضا کنندگان طومار ، به آدرس زیر مراجعه فرمائید :
http://www.petitiononline.com/09292009/petition-sign.html
پس از وارد شدن به صفحه مورد نظر
در ردیف اول : “نام” – ردیف دوم “پست الکترونیکی” – ردیف سوم ” کشور محل اقامت” – ردیف چهارم : ” پیام تبریک” را وارد کنید . سپس در قسمت زیرین آن روی گزینه Preview Your Signature کلیک کنید و پس از اطمینان از صحت اطلاعات وارده ، بر روی گزینه Approve Signature کلیک کرده تا امضای شما ثبت شود .
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Sun 20 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
فرزندان هاشمی رفسنجانی در نامه مشتركی به رییس جدید قوه قضائیه، خواستار تعیین هیاتی ویژه جهت رسیدگی به شایعات و اتهامات مطرح شده درباره آنان از سوی مقامات دولتی شدند.
حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران سلام علیكم
احتراما، آغاز مسئولیت جناب عالی در دارالعدل ایران كه با تاكید بر اجرای قانون همراه بود، امید به بالندگی «سیستم قضائی برپایه عدل اسلامی» و «پاسداری از حقوق مردم» و برقراری «امنیت قضایی عادلانه برای همه» را چنان كه در قانون اساسی كشور – این خون بهای هزاران شهید انقلاب اسلامی- آمده است، دو چندان كرد و ما را بر آن داشت، با نگارش این نامه تظلم نزد شما بریم، باشد كه از رهگذر روشن شدن حقایق، حقوق فردی و اجتماعی و تحقق عدالت نیز كه پشتیابی از آن، بر اساس اصل 156 منشور ملی از وظایف آن قوه است، تضمین شود.
همان گونه كه مستحضرید، یكی از حربههای دشمنان انقلاب اسلامی در 30 سال گذشته، هتك حرمت و ترور شخصیت رهبران انقلاب بوده است تا ضمن تخریب الگوهای اصیل، در مورد اهداف راستین انقلاب و از جمله عدالت، پاك دستی مسئولان و خدمت بیچشمداشت آنان به ملت شبههافكنی شود و این نهضت بیمانند، از چشم مردم ایران و جهان بیفتد و زمینه بازگشت به دورانی فراهم آید كه قدرتهای مسلط، بیدغدغه از عدالت خواهی مردمان، سلطه غارتگرانه خود را تداوم بخشند.
متأسفانه علاوه بر برخی افراد غافل، گروهها و جناحهای دارای مطامع سیاسی در داخل نیز با دشمنان همنوا شده، بر بستر شایعات و شبهاتی كه بنیانهای حقوقی و اخلاقی و سیاسی انقلاب و كشور را درهم میشكند، با سوءاستفاده از احساسات عمومی، به قدرت و مناصب مورد نظر دست یافتند.
پدر ارجمند ما و فرزند خدوم و فداكار نهضت و ملت «هاشمی رفسنجانی» كسی است كه به دلیل نقش بیبدیل و ماندگار خویش در همه عرصههای انقلاب در بیش از نیم قرن اخیر، بیشترین سهم را از این حملات و اقدامات مخالف با شرع و قانون و اخلاق داشته است. رمز ناكامی دشمنان و بدخواهان درباره ایشان را به رغم تكالب آنان، باید در خدمات جاویدان ایشان درمبارزه و دفاع مقدس و سازندگی و در كلام شگفتانگیز امام راحل «ره» یافت كه مانایی هاشمی را با زندگی و حیات نهضت پیوند زدند، سخنی كه با چنین اطلاق و قاطعیتی، در مورد كس دیگری صادر نشده است.
هدف از نگارش این نامه اما دفاع از این استوانه انقلاب و كشور نیست كه للبیت رب بحمیه. آخرین حربه دشمنان، پس از ناكامی در تخریب چهره این شخصیت خدوم و آگاهی از ناكارآمدی شیوههای گذشته، تلاش برای طرح شایعات، اتهامات و اكاذیب درباره فرزندان هاشمی رفسنجانی است كه از دیرباز و بخصوص در سالهای اخیر رواج یافته است.
ما «هاشمیان» اگرچه همچون سایر شهروندان این كشور میتوانیم خواهان احقاق حقوق خود باشیم، و به رغم آن كه اذعان داریم، خدمات پدر هرگز امتیازی برای ما ایجاد نمیكند و هیچ كس، جز به تقوا و تلاش خالصانه برای اسلام و انقلاب و ملك و ملت بر دیگری برتری ندارد، اما از آنجا كه طرح این اتهامات، به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای حذف هاشمی رفسنجانی به كار گرفته میشود و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن میریزد، بر احقاق حق خود پافشاری میكنیم، وگرنه امر خود به خدای عادل منتقم و به رسیدگی در روز جزا وامینهادیم.
آیت الله آملی لاریجانی
روشن است كه استمرار شیوه گذشته كه افرادی با احساس مصونیت از برخورد قانونی، به ترویج این شایعات بپردازند، نه با موازین شرعی، قانونی و اخلاقی سازگاری دارد و نه به مصحلت كشور و جامعه ماست و آسیبهای جدی به انقلاب و كشور و ملت وارد میكند، زیرا:
* از باب تضییع حقوق فردی، مایه هتك حرمت افراد، از راه ایراد اتهامهای اثبات نشده وناروا میشود و ناقض «كرامت و ارزش والای انسان» است كه در اصل دوم قانون اساسی، از پایههای نظام ج.ا.ا شمرده شده است، و نیز از حیث عدم رسیدگی در محاكم صالح، موجب سلب حق دفاع متهمان و دسترسی آنان به دادگاههای صالح (مصرح در اصل 34 قانون اساسی) است.
* از حیث نقض اصول و موازین حقوقی و لطمه به اعتبار قانون، موجب نادیده گرفتن اصل برائت – كه دراصل 37 قانون اساسی نیز بر آن تاكید شده است – و بیتوجهی به حفظ و احیای حقوق عمومی و گسترش و اجرای عدالت و پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی و امنیت قضایی عادلانه است، و با توجه به رفتارهای فراقانونی برخی نهادهای رسمی كشور و همراهی در گسترش شایعات، مروج عبور از قانون و در مواردی منجر به جرم انگاری اموری كه قانون آنها را جرم ندانسته و نیز القای محكومیت افراد در اذهان عمومی شده و در نتیجه ناقض استقلال قوه قضائیه است.
* از نظر مخالفت با نظم، اخلاق و حقوق عمومی و شأن نهادهای قانونی و مدیریت عالی كشور: شكست اخلاق حسنه از راه گسترش شایعه و دروغ وافترا و تهمت و اهانت و فریب افكار عمومی و تشویش اذهان و ...، سلب اعتماد عمومی به مسئولان و به تبع آن انقلاب و كشوركه متأسفانه با توجه به آنچه افشاگری قلمداد میشود و آمیخته شدن با دروغ پردازیهای منظومه خبری گسترده دشمنان جهانی انقلاب، حد یقفی برای آن متصور نیست، و در نتیجه ایجاد نومیدی و بیتفاوتی در مردم و آسیبپذیر كردن نظام در برابر توطئهها و فشارهای روزافزون خارجی؛ بازكردن دست بیگانگان و بدخواهان برای جاانداختن ادعاهای سیساله خود و درست انگاری آنها و سوء استفاده از شایعات برای هجمه به بالاترین اركان نظام؛ متزلزل كردن مدیریت اجتماعی كلان كشور، به دلیل آن كه كسانی با هر ابزاری – از جمله تهمت و دروغ – هدف خود را در دستیابی به مناصب قدرت توجیه میكنند؛ القای ناتوانی مدیریت عالی كشور در برخورد با صاحبان قدرت و مكنت و رانت خواران و اعمال نفوذ آنان و در نتیجه ترویج عدم مشروعیت یا ناكارآمدی نظام؛ ادعای عجز دستگاه قضایی از رسیدگی به جرایم این افراد و در نتیجه القای فقدان امنیت قضایی در كشور؛ نادیده گرفتن حقوق عمومی و نقض مبانی شریعت اسلامی و قانون اساسی؛ بخشی از آسیبهای این روند است.
* از همه اینها بالاتر، آسیب به مبانی اعتقادی انقلاب و نظام، از راه القای ناكارآمدی الگوی حكومت مبتنی بر احكام شریعت است كه برگرفته از تعالیم پیامبر اكرم «ص» و اهل بیت «ع» است و زیر نظر ولایت امر و امامت امت و با برخورداری از اختیارات ولایت مطلقه فقیه، ایجاد «جامعه نمونه واسوه اسلامی» را بر اساس جهان بینی و اصول و ضوابط اسلامی و مكتبی هدف خود قرار داده، دولت را موظف به «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی» كرده است.
آیت الله آملی لاریجانی
تاكنون نهادهایی همچون وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی كل كشور و در یك مورد، هیأتی ویژه كه با موافقت مسئولان عالی نظام تشكیل شد، رسیدگیهایی معمول داشتهاند كه متأسفانه به علل نامعلوم نتایج آن به اطلاع افكار عمومی نرسیده است.
به رغم آن كه دست كم در چهار سال گذشته، دولت محترم به همه اسناد در همه نهادهای اجرایی دست یافته، اما هیچ دلیلی برای اثبات این شایعات كه متأسفانه احیانا مدعای دولتمردان هم واقع شده است، ارائه نشده است.
به گمان ما هم از این روست كه تاكنون، به رغم همه درخواستهای مكرر و مصرانه قربانیان این اتهامات و انتظار افكار عمومی و الزامات قانونی، از ارجاع موارد به محاكم، به جای تلاش برای اثرگذاری بر افكار عمومی از راه پخش شایعات خودداری شده است.
و شاید به همین دلیل، اخیرا شاهد آن بودهایم كه از راه پخش اظهارات بعضی متهمان حوادث اخیر – كه در صورت داشتن اعتبار اقرار قانونی، تنها علیه شخص قابل استناد است – تلاش میشود تا ادعاهای بیسند، علیه احدی از امضاكنندگان این نامه با نقض ابتداییترین اصول حقوقی، به زعم طراحان این سناریو مستندسازی شود.
و از سوی دیگر، متأسفانه تاكنون به چندین شكایت ارائه شده به دستگاه قضایی كه برابر اصل 34 و 36 و 61 و 156 قانون اساسی تنها مرجع دادخواهی به عنوان حق مسلم افراد جامعه است، رسیدگی نشده است.
اینجانبان فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر هاشمی با اتكال بر خدای متعال، نخست بر اساس حق شخصی خود، و برای احیای حقوق عامه و عمل به مبانی شریعت و اصول قانون و پاسداشت ارزشهای اخلاقی، و بالاخره به عنوان درخواست ا ز مسئولان قضائی برای اطاعت از دستور آیت الله خامنه ای برای نهادهای قانونی كشور كه در نماز جمعه 29 خرداد 1388، ضمن تنزیه شخصیت موجه آقای هاشمی رفسنجانی و اظهار این كه «مردم باید به این حقایق توجه داشته باشند» و تاكید بر منع بیان ادعاها «قبل از اثبات درمراجع و مجاری قانونی» كه به تعبیر ایشان «این گونه اقدامات در جامعه و به ویژه در اذهان جوانان تلقی نادرست ایجاد میكند»، امر به تعقیب عوامل این تخریبها از سوی مسئولان قضایی و غیرقضایی به عنوان یك وظیفه دادهاند؛
از جناب عالی كه مستظهر به پشتوانه علمی و دینی هستید و از شائبه اثرپذیری از قدرت و نقض موازین قانونی و اخلاقی دوری میجوئید و ادعای استقلال نهاد قضائی را دارید و در صورت عدم رعایت موازین و حركت به سوی دنیاطلبی و قدرت گرایی به جای قانون مداری و آخرت ترسی، بنا به حدیث شریف و چنان كه درنظامهای نامشروع شاهد آن بودهایم، به جایگاه اشقیا بدل خواهد شد كه ساحت مقدس دارالعدل نشینان ایران همواره از آن مبرا باد، استدعا داریم كه دستور فرمائید، مرجعی صلاحیتدار، مستقل و با اختیارات كامل، و دور از بازیهای سیاسی، رسیدگی به این شایعات و اتهامات را در دستور كار خود قرار دهد و نتایج را به اطلاع ملت فهیم و رشید ایران اسلامی و مسئولان محترم كشور برساند و با اجرای عدالت، از تكرار این رویه مجرمانه پیشگیری كند، گرچه ریاست قوه قضائیه در سال 1376، در انجام تكلیف قانونی خود در رسیدگی به داراییهای رئیس جمهوری و خانواده وی، با صراحت كاهش آن را نه تنها نسبت به آغاز دوره مسئولیت، اعلام داشته، به نادرستی شایعات موجود شهادت داد، اما دستهای فتنه همچنان به كار است تا علاوه بر تخطئه آن حكم قانونی، ارتكاب تخلفاتی را در سالهای اخیر كه از همه مناصب و دسترسی به قدرت و بیتالمال دور بودهایم، به ما نسبت دهد و چنان به تكرار آن از تریبونهای رسمی و رسانهها ادامه میدهد كه رسیدگی به تخلفات احتمالی حاكمان در سایه قرار گیرد و بدتر از اینها به ناحق ادعا دارند كه مراكز قدرت مانع رسیدگی به اتهامات اند.
رجاء واثق داریم، جنابعالی كه درنخستین لحظات تصدی رسمی خود اعلام داشتهاید كه تخلف از قانون را هرگز روا نمیدارید، به قضات شریف و عادل ابلاغ خواهید فرمود، ضمن بررسی همه ادعاها و شایعات و اعلام نتایج، رسیدگی به شكایات مطرح شده از سوی اینجانبان را نیز وجهه همت خود قرار دهند.
در پایان تاكید می كنیم و برآنیم كه با این درخواست، حجت را بر اهل حل و عقد تمام كردهایم كه اگر امروز كه بسط ید و قوه قهریه دارند، داد مظلوم از بدخواهان نستانند، فردا در روز حسرت كه همه در محضر دادگاه عدل خدای قاهر حاضر خواهیم شد، داد خویش از آنان، از دادستان منتقم خواهیم ستاند.
باسپاس از دستور جنابعالی و اقدام شایسته قضات شریف، امر خود به خدای متعال كه احكم الحاكمین و به بندگان خود بصیر و آگاه است، تفویض میكنیم. و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین
فاطمه هاشمی محسن هاشمی فائزه هاشمی مهدی هاشمی یاسر هاشمی
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Sun 20 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
روانیوز: در ادامه ترورهای زنجيره ای كردستان رئیس شورای شهر سنندج نيز تررو شد. سید مهدی تخت فیرروز، رئیس شورای شهر سنندج، روز شنبه در خیابان شاپور سنندج به ضرب گلوله افراد ناشناس ترور شد.سید مهدی تخت فیرروز» رئیس شورای شهر سنندج و رئيس كانون دفاع از حقوق زندانيان، صبحگاه امروز مورد اصابت گلوله افراد ناشناس قرار گرفت. سيد مهدی تخت فيروز اهل روستای سرش اباد شهرستان قروه بوده است. تا بحال دو دوره رياست شواری شهر سنندج را بعهده داشته است.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Sun 20 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |

امروز یکشنبه اول شوال وعید فطر هستش ایت الله جوادی املی امروز را عید فطر اعلام کردند .به اطلاع کلیه مومنین ومتدینین می رساند حلول ماه شوال برای حضرت آیت الله جوادی آملی «مدظله» ثابت وامروز یکشنبه عید سعید فطر می باشد.
سايت آيت الله جوادي آملي
ایت الله سیستانی مرجع تقلید شیعیان فردادوشنبه را در عراق عید فطر اعلام کردند.
سايت آيت الله سيستاني
همچنین ایت الله هاشمی رفسنجانی باشرکت در نماز عید فطر کودتاچیان را غافلگیر کرد.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Sun 20 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
درود بر شرفتون که در روز قدس حماسه ی دیگری در تاریخ خلق کردید به همه ی سبزپوشان وازادی خواهان وایرانیان تبریک میگم .
البته صدا وسیمای غیرملی این حضور پرشکوه رو به تصویر نکشید ومجبورا از نزدیک تصویری را برای تخریب سبزپوشان نشون داد ودر توهین به ملت فهیم ایران که مطمئنم حتی طرفدار احمدی نژاد را جریحه دار کرد شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران رو شعاری ضد ارزشی خواند وثابت کرد اعراب ضد ایرانی برای اونا مهمتر از ایرانی هست.که در عربستان به حاجیان ودر دیگر کشورها به شیعیان توهین میکنن.وادعای خاک عزیز کشورمون رامیکنند.
گوشه ای ازحضور سبزپوشان که صداوسیمای غیرملی انها راتعداد اندکی خواند.

حضور ۵ رهبر سبزپوشان در میان ملت ایران.

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران!
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Sun 20 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
بنابه گزارشات رسیده از میدان انقلاب ، تمامی مسیرها منهتی به میدان انقلاب مملو از جمعیت است مردم بطور مستمر شعار می دهند. در حال حاضر تمامی خیابانهای منتهی به میدان انقلاب مملو از جمعیت است مسیرهایی مانند خیابان آزادی به انقلاب،میدان فردوسی به انقلاب ، بلوار کشاورز و سایر خیابانها به انقلاب می باشد. تجمع گسترده مردم در میدان انقلاب است .مردم قصد حرکت بسوی دانشگا تهران را دارند ولی نیروهای سرکوبگر مسیر را بسته اند و به مردم اجازه نمی دهند که بسوی دانشگاه تهران حرکت کنند. تعداد تظاهرکنندگان صدها هزار نفر تحمین زده می شوند. هزاران نفر از مردم در حال دادن شعارهای مختلف هستند که از جملۀ آنها ؛ مرگ بر دیکتاتور/ شکنجه ،تجاوز دیگر اثر ندارد / نه غزه،نه لبنان ،جانم فدای ایران/ زندانی سیاسی آزادی باید گردد/ مرگ بر روسیه/ مرگ بر چین / توپ ،تانک ،بسیجی دیگر اثر ندارد
کروبی بت شکن بت بزرگ رو بشکن. این شعاری است که مردم در حال رفتن به سمت دانشگاه تهران سر داده اند.
جمعی از معترضان امروز در تظاهرات شعار می دادند: فلسطین کجايی کهریزکو ببینی.
تظاهرکنندگان همچنین شعار می دهند: پول نفت چی شده خرج بسیجی شده
سبزها در مقابل سر در دانشگاه تهران احمدی نژاد را با شعار : دروغگو، دروغگو، 62 درصدت کو ؟ استقبال کردند. جمعیت فریاد میزنند: منتظری زنده باد ، صانعی پاینده باد. تجاوز ، شکنجه دیگر اثر ندارد. همه مسير حرکت مردم از مبدا تا مقصد به هزاران بلندگو مزين گرديد ، بصورتيکه در بالای هر درخت و تير چراغ برق بلند گوئی نصب کرده شده است. صدای مردم بر صدای بلندگوها غلبه پيدا کرده و بلندگوها شعار خود را می دهند ، مردم شعار ديگر .هم اکنون در ميدان وليعصر عده ای بسيجی به مردم حمله ور شدند که با شدت از سوی مردم سرکوب شد.
از شیراز خبر می رسد ده ها هزار تظاهر کننده سبز پوش فریاد می زنند نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران. همچنین شارهایی در حمایت از آیت الله دستغیب و علیه دولت کودتا می دهند.
در خیابان چهارباغ عباسی اصفهان شعار مرگ بر روسیه برای دقایقی فضای خیابان را پر کرد
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Fri 18 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، لباس شخصی ها امروز به اتوموبیل میرحسین موسوی حمله کرده و از ملحق شدن او به تظاهرکنندگان جلوگیری کردند. همچنین در چند نقطه تهران درگیری شدیدی میان نیروهای ضد شورش و تظاهرکنندگان روی داده است. ماموران با باتوم به تظاهرکنندگان حمله کرده و تظاهرکنندگان نیز با پرتاب سنگ بسوی ماموران به مقابله با آنها پرداختند.
پارلماننیوز: گروهک فشار در برنامهای از قبل تعیین شده به سوی سیدمحمد خاتمی حمله ور شدند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، از ساعتی پیش رئیس جمهور سابق سید محمد خاتمی در میان هزاران نفر از مردم حامی جنبش سبز در مسیر خیابان حجاب به سمت میدان فلسطین حاضر شد.
در حالیکه حضور سیدمحمد خاتمی با استقبال بسیار گسترده مردم روبرو شده بود «گروهک فشار» به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، «آقازاده» حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه تندروی کیهان با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند، در لحظات ابتدایی آنها عمامه فرزند فاضل و باتقوای امام راحل را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند.






با توجه به جمعیت انبوه مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این تعرض را به خوبی به آنها دادند.
هچنین پلیس ضدشورش با حضور به موقع مانع از ادامه تحرکات غیراخلاقی و ضد انسانی این گروهک شد.
بعد از این حمله، خاتمی مجبور به ترک راهپمایی روز قدس شد.
نکته جالب آنکه مردم حامی جنبش سبز در پاسخ به بلندگوها که مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را سر میدادند یکصدا و با صدایی بسیار بلند شعار مرگ بر روسیه را سر میدادند.
گفتنی است از ساعت 9 صبح امروز حضور نیروهای پلیس در خیابانهای منتهی به میدان انقلاب بسیار چشمگیر بود و تا این لحظه این نیروها توانستهاند مانع از اخلال عدهای «گروهکی» در راهپمیایی امروز شوند.
چهارراه حجاب نیز از ساعت 10صبح امروز در تسخیر موج سبز قرار دارد اما برخی نیروهای حاضر در محل این موج را به سمت خیابان کریمخان هدایت میکند و مانع از ادامه مسیر آنها به سمت دانشگاه تهران میشود.
امروز راهپیمایی روز قدس در تمامی شهرهای ایران بسیار با شکوه برگزار شد . ملت شریف ایران که از ظلم های مستبدان به تنگ آمده بودند ، با یک حضور پرشکوه ، بار دیگر قدرت خود را به رخ ظالمان کشاندند .
به گزارش سایت تغییر ، امروز جمعه ۲۷ شهریور ماه ، مردم فیهم ایران دست در دست یکدیگر همراه شده بودند و پا به پای مظلومان جهان به راهپیمایی و سر دادن شعارهای آزادی خواهانه پرداختند .
شیخ مهدی کروبی هم طبق قول قبلی خود راس ساعت ۱۰:۳۰ صبح در میدان هفتم تیر حاضر شده بود و در کنار مردم و طرفداران خود به راهپیمایی پرداخت . گزارش های رسیده حاکی از آن است ، مردمی که در اطراف وی بودند به سر دادن شعار ” کروبی قهرمان ، امیرکبیر ایران ” پرداختند .
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Fri 18 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
فواید سیگار کشیدن !
همش تو اخبار و تلویزیون و مجلات و... می گن سیگار کشیدن ضرر داره و از این حرفا!
ولی هیچ کدومشون نیمه پر لیوان را نمی بینند، همش از یک زاویه به قضیه نگاه می کنند،غافل از اینکه سیگار دارای فوایدی هم هست!
١ . سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید کسب کنید.
۲ . وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین. به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن، یعنی ششتون حال میاد.
۳ . اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن.
۴ . اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری، بیزاری، بیذاتی، بیماری، سیرابی، لیوانی، خیشاحی (منظور همون خوشحالیه)، نیراحی (ناراحتی) و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین .
۵ . اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا کنین:
* وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شیرینی میبینن. * وقتی شما جزء مصرف کنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شکل مگس میبینن. در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود .
۶. اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین.
۷ . وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین .
۸ . اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید.
۹ . اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه.
۱۰ . اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه ، پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین بیشتر آشنا بشین.
۱۱ . وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای P.K ، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین.
۱۲ . هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین.
۱۳ . اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحت تر میتونین زندگی کنین!
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟ !
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
توي ژاپن جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست .
توي اسپانيا مرد اولي توي دوئل، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .
توي انگلستان دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه اسب سواري موکول مي کنن. اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه .
توي فرانسه خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه .
توي استراليا دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه .
توي قفقاز جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه .
توي نروژ معشوقه دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه .
توي آفريقا قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .
توي مکزيک کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه .
توي آمريکا حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .
توي ايران فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره .
20 روش شناسایی ایرانی های مقیم خارج!
1- شلوار لي با پيرهن و كفش اسپرت ميپوشند 2- موقع حرف زدن S را “اس” تلفظ ميكنند. 3- جمله هاي كوتاه مثل How is going on را با Accent نزديك به انگليسي تلفظ ميكنند اما اگر جمله از 5 كلمه بيشتر شود انگليسي را فارسي صحبت ميكنند. 4- در هر 10 كلمه يكبار از لغت Actually استفاده ميكنند. در 10 كلمه بعدي از To be honest 5- در ايران ماهي يكبار به زور حمام ميرفتن اما در خارج هر روز دوش ميگيرند و اگر كسي بوي بد دهد انتقاد ميكنند. 6- به ظاهر وانمود ميكنند كه مثل خارجي ها Care نميكنن اما زير چشمي فضولي ميكنند. 7- اگر لغت يا اصطلاح جديد انگليسي ياد بگيرند در اولين فرصت ممكن جلوي دوستان ازش استفاده ميكنند. 8- وقتي ايراني جديد مياد با هيجان فرد جديد الورود را به Shopping Centre برده و طوري با هيجان توضيح ميدهند كه انگار 100 سال اينجا بودن و همه اينها را خودشان ايجاد كرده اند. 9- اگر به يك هندي يا پاكستاني توهين شود از او حمايت ميكنند و صحبت از Discrimination و Racism ميكنند اما اگر همين اتفاق براي يك ايراني غريبه بيافتد خارجي ميشوند و Care نميكنند. 10- هميشه در حال Sue كردن هستند. 11- توي ايران اگر خواهرشون دوست پسر داشت تيكه پارش ميكردن اما اينجا روشن فكر هستن و مشكلي با اين موضوع ندارن. 12- موقعي كه ايران ميرن كارت شهروندي يا گواهينامه رانندگي خارجي جلوي ديگران همش از جيبشون مي افته بيرون و ميگن Oh shit و برش ميدارن. 13- همه چيز تو ايران مفته. 14- انجا كه بودن (يعني خارج) فلان چيز بود اما اينجا نيست (ايران) 15- توي Line منظم واي ميسن اگه صف بانك خارجي باشه يا صف هواپيمايي BA, AF, AC اما صف ايران نيازي نيست نوبت را رعايت كنن. 16- تو ايران سوار ماشينت ميشن و كافيه فقط يك ويراژ كوچولو بدي وانمود ميكنن كه از ترس دارن ميميرن. 17- 4 سال همش از ايران خارج شدن اما نميدونن ما تو ايران چجوري زندگي ميكنيم. 18- رفيق Native شون را هفته اي 100 بار ميبرن رستوران ايراني و در مورد تاريخ 10000 ساله ايران توضيح ميدن. 19- اگر خارجيها در مورد برخي از اداب زشت ايرانيها سوال كنن ازشون اولن شهروند ايراني نيستن ثانيا تقصير احمدي نژاده. 20- دائم دنبال گرفتن انواع و اقسام Credit Card ها هستن 20,000 دلار Line of Credit دارن و 10 نوع كارت اعتباري. در حاليكه در مجموع ماهي 500 دلار هم به زور ميتونن خرج كنن
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Thu 17 Sep 2009. مربوط به بخش : طنز |
شرکت پرشیا خودرو به عنوان نماینده رسمی ب ام و آلمان در ایران پس از مساعد شدن شرایط برای واردات این رودستر جذاب ب ام و چندی پیش تصمیم به واردات این محصول به کشور و اضافه کردن آن به سبد محصولات بی ام و گرفته است.


در شماره جدید ماهنامه خودرو آمده است : سایت تولیدی ب ام و z4 تا کنون در کارولینای جنوبی آمریکا بوده اما طی تصمیم شرکت ب ام و پس از معرفی نسل دوم z4 سایت تولیدی ب ام و z4 به خانه اش یعنی باواریا در آلمان منتقل شده و در عوض دو اس یو وی محبوب بی ام و x3 و x6 جاگزین این محصول در آمریکا شده اند . این انتقال همان مساعد شدن شرایط برای ورود به بازار ایران محسوب می شوند . ب ام z4 با سه پیشرانه 2.5 لیتری ، 3 لیتری و 3.5 لیتری توربو تولید می شود . نسل دوم این خودرو در نمایشگاه اوایل سال 2009 در دیترویت آمریکا معرفی شد . این نسل در سه تیپ عرضه می شود و به امکاناتی همچون گیربکس 7 دنده دو کلاچه ، سیستم iDrive ، سیستم تعلیق تطبیق پذیر M ، سیستم DDC ، سیستم تهویه مخصوص رودستر کانورتیبل ، صندلی های چرم ، سقف آلومینیومی با قابلیت جمع شوندگی در 20 ثانیه مجهز است و شتاب صفر تا صد آن برای هر سه تیپ زیر 7 ثانیه است .

این نسل از z4 در جهان به عنوان 4امین رودستر خاص شرکت بی ام شناخته می شود که طراحی کوسه مانند و لذت رانندگی بی مثال آن زبان زد علاقه مندان رودسترها در سرتاسر جهان است . z4 به عنوان اولین محصول از سری z محصولات شرکت ب ام و به ایران می آید. شرکت بی ام و برای این خودرو قیمتی حدود 47 هزار یورو را تعیین کرده است.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Thu 17 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
عماد افروغ با اینکه منتقد احمدی نژاد و حامی موسوی است، در شرایط کنونی تلویحاً به موسوی پیشنهاد می کند که توصیه آیت الله مهدوی کنی را بپذیرد و " صلح حسنی " را یپذیرد. استدلال افروغ در ارائه این پیشنهاد این است که مفهوم مصلحت نظام به هر حال باید به نوعی در کنش سیاسی هواداران نظام جمهوری اسلامی متجلی شود. با این حال افروغ معتقد است که در حال حاضر ایفای نقش میانجیگرانه از سوی آیت الله مهدوی کنی، پیشنهادی غیر عملی و ناسودمند است و آنچه اکنون مورد نیاز است، شکل گیری گفتگو میان نیروهای اجتماعی گوناگون جامعه ایران در عرصه عمومی و حوزه جامعه مدنی است تا پس از آن بتوان تاثیر این گفتگوها را در عملکرد حکومت نیز مشاهده کرد. گفت و گوی عصرایران با افروغ در ادامه می آید: اخیراً علی مطهری پیشنهاد داده است که آقای مهدوی کنی در باب اختلافات مربوط به انتخابات بین دو جناح سیاسی کشور میانجیگری کنند. به نظر شما زمینه ای برای پذیرش این پیشنهاد وجود دارد؟
من اصلاً نمی دانم موضوع میانجیگری به چه تعبیر و مفهومی به کار برده شده و قرار است بین چه کسانی میانجیگری و و ساطت صورت گیرد. به نظر من قبل از اینکه موضوع میانجیگری به میان بیاید، بایستی صورت مساله روشن شود و طی سلسله گفتگوهایی این امر روشن شود که اساساً مسائل امروز ما چیست و پس از آن ما ببینیم که برای برون رفت از این مسائل چه راهکارهایی باید اندیشیده شود. مسلماً دوستانی که بحث میانجیگری را مطرح کرده اند، حتما مساله یا مسائلی در ذهنشان نقش بسته است که این پیشنهاد را مطرح کرده اند. بنده هم شخصاً حساس می کنم که مولفه های وحدت بخش جامعه در معرض پاره ای از رخدادها و ذهنیت های بعضاً غلط قرار گرفته است؛ رخدادها و ذهنیتهایی که هر چه زودتر باید ترمیم شوند. بنابراین باید شرایط گفتگو بین گروههای مختلف وفادار به جمهوری اسلامی را فراهم کرد تا نهایتاً بتوان به سرانجام مناسبی دست یافت. من پیشنهاد گفتگو را، آن هم نه در یک اردوگاه بلکه در اردوگاههای مختلف دارم؛ گفتگو بین چهره های متعادل و منتقد و خردمند هر دو گروه. اگر این گفتگو صورت بگیرد که امر مطلوبی است و گر نه می توان به صورت مستقل مساله یابی و مساله شناسی کرد و پس از آن باز هم به صورت مستقل به فکر راهکار بود. ظاهراً بحث میانجیگری زمانی مطرح می شود که امیدی به نتیجه بخش بودن گفتگوهای مستقل طرفین اختلاف نباشد.
آخر این میانجیگری باید بین چه کسانی باشد؟اگر بنا بر میانجیگری باشد باید طرفین وساطت معلوم باشند. به علاوه نمی توان میانجی را از یک گروه یا جناح انتخاب کرد. آنچه که من می گویم عملی تر است. شرایط گفتگو یا فراهم است یا فراهم نیست. ظاهراً شرایط گفتگو در بخش رسمی ما فراهم نیست زیرا در بخش رسمی فعلاً تریبونهایی که می توانست بازتاب دهنده آراء مختلف باشد، به انحصار یک گروه خاص در آمده است. بنا براین می توان از ابزار مدنی استفاده کرد؛ ابزاری که در عرصه عمومی پیدا می شود و با استفاده از آن می توان مسائل جامعه را مطرح کرد. ابزار مدنی کم اثر نیست بلکه بیشترین قدرت را باید در این عرصه جستجو کرد. اگر اراده ای وجود داشته باشد می توان در حوزه مدنی در این باره گفتگو کرد. حالا اگر موانعی در پیش روی این گفتگوی عمومی وجود دارد، می توان به صورت منفرد به این گفتگوها پرداخت و نظر گروههای مختلف را در خصوص مسائل مختلف جویا شد و از خود آنها هم درخواست راه حل کرد. ولی من معتقدم که در شرایط فعلی این گفتگو نمی تواند در یک اردوگاه صورت بگیرد. حتماً باید نیروهای اردوگاههای مختلف در این گفتگو حضور داشته باشند. آیت الله مهدوی کنی اخیراً تلویحاً به مهندس موسوی توصیه کردند که از صلح امام حسن پیروی کند. آیا ایشان در جریان این اختلافات، حق را به جانب مهندس موسوی می دانند؟ شاید علی مطهری به همین دلیل آقای مهدوی کنی را به عنوان میانجی پیشنهاد کرده اند.
شما این سئوال را از خود آقای مطهری بپرسید. اما آنچه که من می گویم این است که به هر حال محورهای و مولفه های وحدت بخش جامعه، دچار آسیب شده است. حفظ نظام برای هر فرد معتقد به جمهوری اسلامی، امری ضروری است. یعنی اصل نظام نباید تحت الشعاع برخی سیاستها و رفتارها قرار بگیرد. لامه حفظ نظام و پاسداشت حاکمیت این است که اگر افراد احساس می کنند حرفشان خریدار ندارد و با مسدود شدن مسیر از سوی قانون، نمی توانند از طرق قانونی مسائل خود را دنبال کنند، من فکر می کنم که باید به پیشنهاد آقای مهدوی کنی عمل کنند زیرا این پیشنهاد، پیشنها بسیار خوبی است. بالاخره آدم گاهی باید احساس کند که مصلحت اقتضاء می کند که با موضع گیری مناسب، حفظ نظام را مد نظر قرار دهد. بالاخره مصلحت نظام یک جایی باید مد نظر قرار گیرد. شما فکر می کنید که تندروها حاضر می شوند در گفتگوهای پیشنهادی شما شرکت کنند؟
من به سئوالاتی از این دست پاسخ نمی دهم. برخی از پیشنهادهای مطرح شده از سوی علی مطهری، مثل گشایش در فضای مطبوعاتی، پیش از این از سوی هاشمی رفسنجانی هم مطرح شد اما مبنای عمل واقع نشد. شما چشم انداز تحقق این پیشنهادها را چطور می بینید؟
ما موضع گیری های خودمان را داشته ایم. الان حرف من این است که اگر ظرفیتهای قانونی به صورت عادلانه در دسترس گروههای سیاسی قرار نمی گیرد، ما ظرفیت دیگری به نام قدرت مدنی در اختیار داریم. چرا از قدرت مدنی استفاده نکنیم؟ چرا این گفتگوها در عرصع عمومی، یعنی در مساجد و حسینیه ها و حوزه علمیه قم و دانشگاهها انجام نشود؟ حتماً باید تریبون رسمی و صدا و سیما در اختیار ما باشد تا به این مباحث بپردازیم؟ حالا که این فرصتها به صورت انحصاری در اختیار یک گروه قرار گرفته است، چرا از امکانات عرصه مدنی استفاده نشود؟ به نظر شما اجازه می دهند که این گفتگوها در عرصه مدنی صورت بگیرد؟
هیچ مانعی برای آن وجود ندارد. اگر شما بخواهید در حوزه علمیه قم همایش برگزار کنید تا گروههای مختلف بخواهند حرفهای خودشان را مطرح کنند، چه مانعی وجود دارد؟ مانع رسمی وجود نخواهد داشت. یک سری موانع طبیعی ممکن است ایجاد شود که آن هم قابل مهار است و در این زمینه مشکلی وجود ندارد. این گفتگوها در نهایت مگر نباید منشاء اثر واقع شوند؟
آن یک بحث دیگر است. این گفتگوها می تواند در عرصه اجتماعی منشاء اثر باشد. وقتی که در عرصه اجتماعی منشاء اثر واقع شوند، آن وقت فشار لازم را وارد می کند و مسلماً باعث تغییر برخی از مواضع می شود. در واقع شما هم تز "فشار از پایین، چانه زنی در بالا" را توصیه می کنید!
نه، نه، اصلاً بحث فشار از پایین نیست، بحث آگاهی بخشی است. بحث قدرت مدنی و حضور مردم است. کدام بالا؟! فرض بر این است که این گروهها هیچ حامی و نماینده ای در آن بالا ندارند که این ها فشار بیاورند و آنها هم در آن بالا مطالبات این ها را پیگیری کنند. بحث آگاه شدن مردم است. سوال این است که بالاخره آگاه شدن مردم نقشی در عالم سیاست دارد یا نه؟ در انقلاب اسلامی که نقش داشت و در تمام حرکتهای مردمی هم نقش دارد. بحث من این است که آگاهی بخشی صرفاً از تریبونهای رسمی نباید صورت بگیرد. وقتی تریبونهای رسمی در اختیار نیست، می توان به سراغ تریبونهای غیررسمی رفت؛ تریبونهایی که در عرصه مدنی به وفور دیده می شود.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Thu 17 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
۲۰:۳۰ نیز این خبر را تایید کرد وعلی لاریجانی رئیس مجلس در همین راستا با مهدی کروبی دیدار کرد.
البته این سناریوی تجاوز توطئه ای از سوی انگلیس بود برای نابود کردن شخصیت کروبی.
روزنامه تايمز چاپ لندن در شماره روز شنبه خود مطلبي منتشر كرده است كه حاكي از گرفتاري هاي يك نوجوان در زندان هاي ايران است. مطلب زير متن كامل آن گزارش است. هما همايون
پسر پانزده ساله اي در يك خانه امن در مركز ايران با پيكر و روان شكسته، نشسته و گريه مي كند. رضا بيرون نمي رود و از تنهايي مي ترسد. مي گويد كه مي خواهد به زندگي اش پايان دهد و درك دليل اين تمايلش مشكل نيست. او تنها به خاطر اين كه مچ بند سبز مخالفان دولت ايران را در دست داشته، مدت بيست روز دربند بوده و مكررا مورد ضرب و جرح و تجاوز قرار گرفته است. آزار جنسي اي كه رضا متحمل شده، به مانند شكنجه هاي زندان ابو غريب مي ماند؛ همان شكنجه هايي كه مقامات ايراني به خاطر آن دولت آمريكا را تقبيح كرده بودند. رضا در گفتگو با روزنامه تايمز لندن آن روزهاي سخت را به ياد آورد و گفت: "زندگي من به سر رسيده. فكر نمي كنم كه روزي بتوانم از اين حالت رها شوم." رضا به شرطي موافقت كرد با تايمز گفتگو كند كه هويتش آشكار نشود. پزشك معالج وي با تقبل خطري كه خود او را تهديد مي كند، تاييد كرد، رضا تمايل به خودكشي دارد و پيكرش پر از زخم هايي است كه با جزئيات داستان او همخواني دارد. خانواده رضا نوميدانه مي كوشند هر چه زودتر ايران را ترك كنند. رضا از شواهد زنده اتهاماتي است كه اخيرا مهدي كروبي، يكي از رهبران مخالفان، مطرح كرده است. وي مقامات زندان هاي ايران را به تجاوز مستمر زندانيان مرد و زن براي شكستن اراده آنها متهم مي كند. رژيم به نوبه خود مي گويد كه آقاي كروبي با دروغ پراكني به دشمنان ايران كمك مي كند و تهديد كرده است كه او را بازداشت خواهد كرد. برخورد با اين پسربچه گوياي اين حقيقت است كه يك رژيم مدعي دفاع از ارزش هاي اسلامي، براي سركوب ميليون ها تن از شهروندانش كه انتخاب دوباره محمود احمدي نژاد به مقام رياست جمهوري را تقلبي مي دانند، از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد. گرفتاري هاي رضا در اواسط ماه ژوئيه، زماني آغاز شد كه او را همراه با 40 نوجوان ديگر در جريان تظاهرات اعتراضي در يكي از شهرهاي بزرگ ايران بازداشت كردند. بيشتر اين نوجوانان واجد شرايط راي نبودند. آنها را به جايي بردند كه به باور رضا، يك پايگاه بسيجي ها بود؛ چشمانشان را بستند، لباس رو را از تنشان درآوردند، با كابل شلاقشان زدند و بعدا در يك كانتينر فولادي محبوسشان كردند. در همان شب نخست سه مرد لباس شخصي كه خود را زنداني وانمود مي كردند، رضا را در برابر چشم همراهانش به زمين انداختند. در حالي كه يكي از مردان سر او را به زير فشار مي داد، دومي بر پشتش سوار شد و سومي روي بدن رضا ادرار وسپس و به او تجاوز كرد. رضا مي گويد: "آنها به ما گفتند كه اين كار را در راه خدا مي كنند و اين كه با چه خيالي ما به خودمان حق داده بوديم عليه دولت اعتراض كنيم." آن سه مرد به ديگر بچه ها هشدار دادند كه اگر فرداي آن روز با بازپرسان همكاري نكنند، همين بلا به سر آنها هم خواهد آمد. پس از آن رضا را بيرون كانتينر بردند و به يك ميله فلزي بستند و تا صبح رهايش كردند. صبح يكي از آن مردها آمد و از رضا پرسيد كه آيا از اتفاق شب گذشته درس گرفته يا نه. "من خشمگُن بودم. به صورت آن مرد تف كردم و فحشش دادم. او با آرنج و كف دستش يكي دو بار به صورتم زد." بيست دقيقه بعد، همان مرد با يك كيسه پر از مدفوع دوباره برگشت و آن كيسه را روي صورت رضا ماليد و تهديد كرد كه به خوردن مدفوع وادرارش خواهد كرد. ديرتر رضا را به اتاق بازپرسي بردند. او به بازپرسش ماجراي تجاوز را تعريف كرد. اكنون رضا معتقد است كه تعريف آن ماجرا كار اشتباهي بود. "بازپرس خوش برخورد بود، اما چشم هاي من بسته بود. او گفت كه قضيه را پيگيري خواهد كرد و من اميدوار شدم." به جاي پيگيري، بازپرس دستور داد كه دست و پاي رضا را ببندند تا بار ديگر به او تجاوز شود. "اين بار خود من اين كار را مي كنم، تا بفهمي كه اين داستان ها را نبايد جاي ديگر بگويي. اين كار حقت است. به شما ها بايد تا دم مرگتان تجاوز كرد." بار ديگر او مورد تجاوز وحشيانه واقع شد. براي سه روز او در يك سلول انفرادي محبوس بود.سپس مجبورش كردند زير "اعترافنامه اي" امضا كند. در "نامه اعتراف" آمده بود كه خارجي ها از او و دوستانش خواسته بودند كه بانك ها و ساختان رسانه هاي دولتي را به آتش بكشند. از او خواستند كه يك دوست 16 ساله اش را به عنوان سركرده گروه معرفي كند. آن دوستش را به حدي لت و پار كرده بودند كه در بيمارستان بستري بود. "من سخت مي لرزيدم، به حدي كه نمي شنيدم به من چه مي گفتند. بدون اين كه نامه را خوانده باشم، زير آن امضا كردم. ترسم اين بود كه آنها دوباره به من تجاوز خواهند كرد." روز بعدي رضا و ديگر بازداشتيان را به يك بازداشتگاه پليس منتقل كردند و رضا يك هفته ديگر آنجا ماند. در نيمه شب روز سوم افسران پليس وارد سلول شدند، چشمانش را بستند و او را به دستشويي بردند و در آنجا بار ديگر به او تجاوز كردند. "دستان من به لرزه افتاده بود و پاهايم لق شده بود. نمي توانستم سر پا وايستم. افتادم و سرم را سخت به كف كوبيدم تا بميرم. جيغ و فرياد مي زدم و از آنها مي خواستم كه من را بكشند. ديگر تحملش را نداشتم و از خودم متنفر بودم." رضا مي گويد و اشك مي ريزد. فرداي آن روز يك فرمانده پليس او را فرا خواند و پرسيد كه چرا شب گذشته آن همه فرياد مي زد. بعد از اين كه او دليل فريادش را توضيح داد، فرمانده از او پرسيد كه چه كسي به او تجاوز كرده است. پسربچه گفت كه با چشمان بسته نمي توانست متجاوزانش را ببيند. فرمانده او را كتك زد و به دروغگويي متهمش كرد و رضا را واداشت كه زير يك نامه ديگر امضا كند. در آن نامه رضا اعتراف مي كرد كه عليه نيروهاي امنيتي اتهامات بي پايه اي را مطرح كرده است. اما اين پايان مصيبت هاي رضا نبود. او را همراه با حدود 130 زنداني ديگر به محوطه دادگاه انقلاب شهر بردند. قاضي اعلام كرد كه مخالفان سرسخت انقلاب اسلامي را به دار خواهد آويخت. وي نام ده نوجوان را برخواند كه رضا هم در آن ميان بود. پيام قاضي روشن بود: اگر بچه ها بار ديگر دم از تجاوز به ناموسشان بزنند، اعدام خواهند شد. قاضي آنها را به زندان مركزي شهر فرستاد. به رضا دستبند زدند و براي ده روز با شش پسر ديگر در يك سلول كوچك نگه داشتند. شامگاهان افسران بچه ها را كتك مي زدند و با تمسخر مي گفتند: "شما مي خواهيد انقلاب كنيد؟" در مواردي ارشد ترين افسران، سه تن از بچه ها را با خود مي برد. رضا مي گويد: "وقتي بچه ها به سلول برگشتند، خيلي آرام و ناراحت بودند". وقتي نوبت به رضا رسيد، او و دو بچه ديگر را به يك اتاق كوچك بردند و دستور دادند لباسشان را در بيارند و با هم عمل جنسي انجام دهند. "او به ما گفت كه از اين طريق ما به تزكيه نفس خواهيم رسيد و ديگر ياراي نگاه كردن به چشم همديگر را نخواهيم داشت. مي گفت، اين كار ما را آرام خواهد كرد." پس از 20 روز سرانجام خانواده رضا موفق شدند با پرداخت وثيقه اي 45 هزار پوندي (هفتاد مليون تومان) او را از زندان در بياورند. قبل از آزادي به رضا بار ديگر هشدار دادند كه در باره اتفاقاتي كه با او افتاده، به كسي چيزي نگويد. برادر رضا مي گويد: "يك دوست من كه نگهبان زندان رضا بود، به من گفت كه او بيمار شده. شبي كه آزادش كردند، بي اختيار گريه مي كرد؛ بعدا همه ماجرا را به مادرم تعريف كرد." خانواده رضا يك پزشك را متقاعد كردند تا عليرغم خطري كه متوجهش خواهد شد، او را معالجه كند. پزشك زخم هاي سطح بدن رضا را درمان كرده و به او آنتي بيوتيك و دارو داده، ولي نمي تواند معاينه دروني انجام دهد. رضا عميقا ضربه خورده، از احتمال بازگشت به زندان وحشت دارد و شب ها بي خوابي مي كشد. پزشك او به روزنامه تايمز گفت كه ديگر بازداشتيان هم همين سرنوشت را داشته اند: "ما در بيمارستان موارد مشابه زيادي داريم، ولي نمي توانيم آن موارد را گزارش كنيم. آنها به ما اجازه نمي دهند كه برايشان پرونده باز كنيم و جزئياتي را روي كاغذ بياوريم." دريوري دايك، پژوهشگر سازمان عفو بين الملل در امور ايران، مي گويد كه داستان رضا با ديگر گزارش هايي كه اين سازمان دريافت كرده است، همخواني دارد؛ گزارش هايي كه حاكي از پايمال كردن شرف و ناموس انساني، آزار بي قيد و بند و بدون رجوع به دادگاه و حتي همدستي مقامات قضايي در تجاوز به ناموس زندانيان و ناديده گرفتن حقوق ابتدايي آنا از جمله دسترسي به مراقبتهاي پزشكي و امكانات درماني است. رضا لا اقل از اين مصيبت زنده بيرون آمد تا داستانش را براي جهانيان تعريف كند. اما دوست 16 ساله اش كه او مجبور بود به عنوان رهبر گروهشان معرفي كند، از شدت زخم هايي كه برداشته بود، در بيمارستان جان داد. هويت افرادي كه در مقاله ذكرشان رفته، محفوظ است.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Thu 17 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
از دانشگاه تهران خبر میرسد که عوامل ستاد نمازجمعه در حال نصب چادرهای برزنتی بلند به دور محوطه اصلی نمازجمعه هستند.
به گزارش موج سبز آزادی، این چادرها به نحوی نصب شده است که محوطه اصلی نمازجمعه از بیرون مشخص نباشد.
مشخص نیست قرار است امروز و فردا در این محوطه چه کار کنند که نباید کسی آثار آن را مشاهده کند
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Wed 16 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
پارلماننیوز: عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، جواد امام رئیس ستاد میرحسین موسوی در تهران که سه ماه پیش بازداشت شد سرانجام با سپردن وثیقه 200میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
گفتنی است اخیرا عاطفه امام، دختر 19ساله جواد امام نیز دو روز توسط برخی نیروهای ناشناس محبوس شده بود.
پارلماننیوز: فیاض زاهد ساعاتی پیش بازداشت شد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، زاهد از اعضای ارشد حزب اعتماد ملی است.
پارلماننیوز: مجید نیری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، شامگاه دیشب بعد از ۸۹ روز اسارت از زندان آزاد شد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، نیری، عضو شورای شاخه تهران این تشکل، از مسئولین ستاد مهندس موسوی در انتخابات اخیر در شهر تهران بود که روز ۲۶ خردادماه بازداشت شد.
نیری از مدیران سابق کشور در حوزه سیاسی- امنیتی بوده است.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
پارلماننیوز: همسر شهید رجائی پس از مدتها سكوت، لب به گلایه از وضعیت كشور گشود و بار دیگر نسبت به خطر حاكمیت تحجر و مخالفان دیرین تفكر امام(ره) هشدار داد.
عاتقه صدیقی در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد توهینهای اخیر به بیت امام(ره) و یاران نزدیك ایشان با بیان اینكه مساله فقط در این موارد جدید خلاصه نمی شود، تصریح كرد: مصیبت خیلی بزرگتر از چیزی است كه ما فكر می كنیم، عده ای می خواهند برای رسیدن به اهدافشان از خط قرمزها عبور كنند و شكستن حرمت بزرگان را تبدیل به امری عادی كنند، لذا به خانواده و یاران دیرین امام، مراجع تقلید و... توهین می كنند.
وی افزود: گروهی كه چنین بی اهانتیها را رواج می دهند، وابستگی فكری به انجمن حجتیه داشته و به نام اسلام این كارها را می كنند و می خواهند تیشه به ریشه انقلاب بزنند، لذا هم اكنون احساس كرده اند فضا برای پیگیری اهدافشان مناسب است.
صدیقی با بیان اینكه اهداف این گروهها برقراری حكومت اسلامی با قرائت خاص خودشان است، تصریح كرد: یكی از چهره های برجسته این جریان در سال 79 گفته بود كه «انتخاب كلمه جمهوری برای نفی سلطنت بود و نه جمهوری تحت آراء و هوس های مردم» كه این سخن نشان می دهد آنان مردم را چقدر حقیر می بینند.
وی افزود: كسانی كه دارای این دیدگاه هستند، دچار خود بزرگ بینی هستند و خیال می كنند تمام تصمیماتشان درست است كه اگر این دیدگاه اصلاح نشود هر كاری بخواهند انجام خواهند داد.
صدیقی درباره این سخن كه مردم بر اساس هوی و هوس تصمیم می گیرند، خاطرنشان كرد: در سال 59 وقتی بنی صدر نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود، مردم با توجه به حمایت جامعه روحانیت مبارز به وی رای دادند و او را اصلا نمی شناختند، اما وقتی آن اتفاقات افتاد، از دوره های بعد از آن مردم فقط بر اساس تشخیص خود عمل كردند و اگر آقایان می گویند مردم نباید دخالتی در امور نداشته باشند، باید پرسید كه اگر در آن مورد جامعه روحانیت كه متشكل از علماست، اشتباه كرد، چه تضمینی وجود دارد كه درآینده هم این خطا تكرار نشود؟
وی درباره نسبت گروههای متحجر با ولایت فقیه با طرح این سوال كه اینها كه می گویند انتقاد از ولایت فقیه حرام است، چرا در هنگام حیات امام(ره) تند ترین سخنان را نسبت به ایشان بیان كردند؟ اظهار داشت: امام(ره) حدود 270 بار در پاسخ به متحجرین بر جمهوریت نظام تاكید كردند، اما آنها باز هم حرف خودشان را زدند و یا حتی یكبار به ایشان تهمت زدند كه حلال خدا را حرام و حرام آن را حلال می كند كه اینگونه رفتارها نشان می دهد اعتقادی به ولایت فقیه ندارند و اگر هم امروز از ولایت فقیه تعریف و تمجید می كنند فقط به این دلیل است كه این جایگاه را ابزاری برای پیگیری اهدافشان می بینند.
صدیقی با اشاره به اینكه امام(ره) خطر مقدس مآبان را از خطر آمریكا هم بیشتر می دانست، یادآور شد: امام(ره) همیشه با منتقدان تندرو نظام هم با حالت نصیحت گونه سخن می گفت، اما با متحجرین همیشه با تندی و همراه با نگرانی برخورد می كرد.
همسر شهید رجائی با بیان اینكه مسائل اخیر نقاب از چهره خیلیها انداخت، ادامه داد: گاهی اوقات طول می كشد تا مردم نسبت به بعضی گروهها آشنایی یابند، در حالی كه می بینیم جریانی كه هم اكنون قدرت را بدست گرفته، در زمان امام هم حضور داشت، اما نمی توانست سخنش را بطور كاملا علنی بیان كنند؛ یكبار كه یكی از آنها به دانشجویان گفته بود شما درس بخوانید و ما فقها كشور را اداره می كنیم، امام واكنش نشان دادند و گفتند كه دشمن قبلا می خواست خواص را از سیاست دور كنند و حالا می خواهند تمام مردم را دور كنند كه این مورد دوم خطرناكتر است.
وی ادامه داد: این تفكر متحجر پس از رحلت امام(ره) تلاش كرد تا ایده خود را جا بیندازد و در این مسیر توانست افرادی را در جامعه كه نسبت به مسائل روز كشور آگاهی نداشته و فقط سخن سران همان طیفهای متحجر را تكرار می كنند، بفریبند.
همسر شهید رجائی با انتقاد از برگزاری دادگاه متهمان حوادث اخیر گفت: این سوال برای همه پیش می آید كه چرا علی رغم اینكه تمام امكانات كشور مانند نماز جمعه، صدا و سیما و... كه سالهاست در اختیار آقایان است، افكار عمومی ناگهان اینگونه به صورت وسیع معترض میشوند این دادگاهها هم مردم را ناراضی می كند و تكیه گاه مردمی نظام تضعیف می شود.
وی در پایان با بیان اینكه عاملان وقایع اخیر از خدا نمی ترسند، توصیه كرد: حكومت 5 ساله امیرالمومنین یك حجت بزرگ برای كسانی است كه می خواهند نظام اسلامی بر كشور حاكم باشد و در این جهت عملكرد خود را باید با حكومت آن حضرت مقایسه كنند.
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
پارلماننیوز: در ادامه دیدار مراجع تقلید با یکدیگرة آیت الله العظمی بیات زنجانی،در دفترآیت الله العظمی موسوی اردبیلی باوی دیدار و گفتگو کرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»،در این دیدار، پیرامون مسائل روز و اتفاقات جاری کشور، بحث و گفتگو شد.
ایلنا در همین ارتباط گزارش داد که حضرت آیتالله موسوی اردبیلی در این دیدار گفت:«در این اوضاع نتیجه نشستهای دوستانه ما هم چیزی جز تاسف خوردن نیست.»
این دو مرجع تقلید در این دیداراوضاع فعلی كشور رابررسی كردند.


نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
در اینجا بیش از این كه به فكر دشمن باشیم، به فكر اثبات نفاق شماری از یاران سابق امام هستیم كه خود زمانی كارگزار آن بوده اندوانقلاب کرده اند.
انتخاب - وضعیت شكنندهای پیدا كردهایم، وضعیتی كه ادامه آن می تواند عمود انقلاب را بلرزاند و كار را به جاهای باریك و باریك تر بكشاند. این درست است كه بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری كشور است نه میان عامه مردم در شهرستانها، اما به تدریج دامنه این نگرانی ها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریكاتی كه می بینیم، و تبعاتی كه ممكن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن می رود كه بیش از پیش توسعه یابد.
با این حال، و به جز این بحران كه ذهن بسیاری از مشغول كرده، چندین خطر جدی ایران اسلامی را تهدید می كند كه باید به حال آنها فكری كرد:
نخست خطر حمله اسرائیل است كه حرف شنوی اندكی از دولت آمریكا دارد و دایما به دنبال تحریك این و آن علیه ایران است. روزگاری اعراب نسبت به حمله به ایران تأمل می كردند و مانعی بر سر این راه و رویه بودند، اما اكنون و در رأس آنها مصر و سعودی، موافق حمله اسرائیل به ایران هستند. اگر چنین اتفاقی بیفید، دولت اوباما قادر به هیچ گونه موضعگیری جز دفاع از اسرائیل نیست. علائم این تحركات در لبنان و در صحنه سیاست بین المللی آشكار است. دوستانی برای ما در منطقه نمانده و صدای نحس شبكه العربیه كه هزار بار از تلویزیون انگلیس بدتر است و همه جهان عرب را علیه ما می شوراند، تقریبا از صبح تا شام یكسره علیه ما بلند است. اینها علائم جدی برای نشان دادن خطر در بیخ گوش ماست.
بحث تحریمها كه تاكنون خسارت های زیادی به ما وارد كرده، همچنان جدی است و ما نباید به مذاكراتی كه خودمان هم می دانیم بی نتیجه است، دل خوش كنیم. فرصت ها رو به پایان است و دولت با وجود این بحران جدی و خطرات ناشی از آن، و زمانی كه صرف رسیدگی به این بحران دارد، برنامه ای برای تدارك مشكل تحریم نمی تواند داشته باشد. دل خوش كردن به آمریكای لاتین و حتی روسیه، به طور اصولی كار درستی نیست و نمی تواند تمام مشكلات و مسائل ما را حل كند. برای این كار فكر و عقل نیاز داریم و مهم تر از همه فرصت. این در حالی است كه تمام وقتمان صرف نقد كارهای یكدیگر و تعیین تكلیف برای رفقای قدیم و جدید می شود و هر روز تازه تر از تازه به گوشمان می رسد. در اینجا بیش از این كه به فكر دشمن باشیم، به فكر اثبات نفاق شماری از یاران سابق امام هستیم كه خود زمانی كارگزار آنان بوده اندوانقلاب کرده اند.
خطر بالا گرفتن برخی از مشكلات قومی در كشور به خصوص در برخی از مناطق همزمان با ادامه بحران در مركز، جدی است و نشانه های آن از هم اكنون دیده می شود (ترور در سنندج). تجربه نشان داده است كه آرامش كشور در مرزها، در صورتی است كه تهران در آرامش باشد. اما در صورت ادامه وضعیت موجود كه تقریبا هر دو طرف مرتب بر هیزم آن افزوده و با دمیدن باد در افزایش شعله ها تلاش می كنند، احتمال برآمدن مشكلات در مناطق حاشیهای جدی است.
این روزها، بر شمار كانونهای تحریك افزوده شده است، به طوری كه انسان می فهمد در نقاط خاصی كسانی مشغول بحران سازی جدی هستند و برای این كه از دیگران عقب نمانند، رشته كار را به مرزهای خطرناك می كشانند. مجالس مداحی كه اینچنین داغ شده، تنها یك نمونه از صدهاست كه گویی نه برای روضه خوانی و احیاء بلكه برای شعله ور كردن آتش فتنه برپا شده است. هتك حرمت های مداوم، دشنام های شگفت و تأسف آور، تیترهای تند و خشن علیه یكدیگر و نیز تهدیدهایی كه گاه و بیگاه علیه این و آن عنوان می شود، و مسائل دیگری كه لازم نیست اشاره شود، همه در ملتهب كردن اوضاع نقش دارد.
این البته منحصر به یك طرف نیست بلكه گویا هر دو طرف در این زمینه، در حال مسابقه هستند. فقط دیدن تیترهای یك روز سایت ها انسان را دیوانه كرده و آدم های دلسوز را ذوب می كند. چه رسد به آن كه كسی بخواهد روزانه این اخبار را دنبال كند.
مشكل آن است كه هر دو طرف نسل انقلاب و به لحاظ تجربی شجاع و حتی زندان دیدهاند و اگر كسی تصور می كند با تشر زدن می تواند دیگران را خاموش كند در اشتباه است. مشكل را باید ریشه ای از یك سو و با اخلاق حسنه و سكوت و دعوت صادقانه به مصالحه و گذشت حل كرد.
امروز با توجه به آن كه در آستانه مهر ماه هستیم، نیاز به یك آتش بس داریم، و اگر این آتش بس برقرار نشود، دامنه بحران عمیق تر شده و به جایی خواهد رسید كه دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت. در چنان آتشی، تر و خشك خواهند سوخت.
آنچه اهمیت دارد این است كه آتش بس باید از سوی فرماندهی باشد كه با قدرت هرچه تمام، با سیاست و كیاست تمام، با بی طرفی، با موضع پدرانه، با تأدیب هر دو طرف، و با خاموش كردن صدای كسانی كه از موضع قدرت و با داشتن امكانات بی شمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه كه دیگران را تحریك كرده و رگ گردن آن را به خروش می آورد، آنان را خاموش سازد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، باید سیاستمداران ما از یك سو و نیروهای امنیتی كشور و افراد با تجربه برای مقابله با تهدیدات موجود به ویژه تهدید های اسرائیل آماده باشند و لازمه آن این است كه با خاتمه این بحران، كه هیچ راهی جز ایجاد اعتماد عمومی و رفع تردیدها و دست كم به كار بردن اخلاق حسنه در گفتار و كردار و متانت و عقل در حل و فصل مسائل ندارد، جو آرامی را برای توجه و تمركز روی كانون های خطر فراهم كنند.
اینجا باید یادی از حافظ شیرازی كرد كه گفت:
مزاج دهر تبه شد بدین بلا حافظ كجاست فكر حكیمی و رای برهمن
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
نصیحت یکی از جانبازان جنگ به فرمانده ی سپاه:
خواستم فقط بایک خاطره این دوست عزیزم که حالا به مقام دنیوی فرماندهی سپاه رسیده را پندی دهم دوست و همسنگر من یاد داری در کربلای 4 جهت حفظ جان فرزندان این وطن از دستور فرمانده ارشد خود تمرد کردی حتی با تهدید آن فرمانده مبنی بر دادگاهی شدن تن به ریخته شدن خون این جوانان ندادی حال به کجا رسیدی که فرزندان همان همسنگرانت را از یاد بردی و دستور به چنین جنایاتی میدهی دوست من شاید مردم نبیند و نفهمند که چه کسی چه کاری انجام میدهد یا چه فرمانی میدهد اما بدان در ان دنیا نه این به اصطلاح علما که به تو و یارانت حکم شرعی میدهند نه کس دیگری یاریت نمیکند تنهای تنهایی آن هم روبروی آن پروردگار یکتا شاید بتوانید در برابر مردم نیروی انتظامی را سر ببرید ولی بدان این یاران نادان تو بودند که این اعمال را انجام دادند هرچند که میدانی من تو میدانیم که اگر گلوله ای در سینه شخصی نشیند اگر شخصی سوراخ ایجاد شده در سینه را بگیرد خون از دهان و دماغ فرد تیر خورده بیرون میریزد حال چرا با دروغ سینه شکافته شده ندا را تیر خوردن از پشت سر اعلام میکنید نمیدانی دروغ گو دشمن خداست من تو که میدانیم نادانانی چون همین مداحان ثنا گو و یاران پهن مغز آنها دست به چه اعمالی میزنند پس چرا باز با دروغ نفی میکنیم آیا دوست من نمیدانی با این جنایت گناهی بس عظیم است که مرتکب شده ایم پس چرا با دروغ گناهانتان را عظیم تر میکنید شاید فکر کنی برای حفظ نظام دست زدن به هر عملی شرعیست ولی برادر من در دیدگاه خدا خون تنها چیزیست که خدا از آن در این دنیا نمیگذرد و خون خونریز را میریزد این شعر را که از دلم بر آمده در انتها تقدیم میکنم به ارواح تمام جان باختگان مخصوصا ندا باران سیر سفیر گلوله را مثل ستاره به افلاک دیده ام جنبش دوار سرخ گلوله را بارها به تن خویش تن چشیده ام زان لحظه که ماشه چکاندم به سینه’عدو قلبم گرفت به عمری که سینه دشمن دریده ام ماندم چگونه به افکار پوچ خویش اینباره قلب خواهری را دریده ام شرمم بود که بگویم بسیجیم زان لحظه که سینه’ ندا را دریده ام
جانبازی که هنوز ریه دارد تا تنفس کند و نادانی و جهالت دوستانش را ببیند و شاهدی باشد بر ستمکاری آنها تحت لوای ولایت مداری
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
سایت دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب ادعای شبكه العربیه درباره نقل قول منتسب به رهبر انقلاب را تكذیب كرد و نوشت:
شبكه تلویزیونی العربیه و برخی سایتهای اینترنتی در گزارشی مدعی شدند: «اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مركز تحقیقات استراتژیك وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام كه ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره به دیدار با آیتالله خامنهای گفته است: "من از همه چیز كنارهگیری خواهم كرد، اجازه اقامت نماز جمعه را هم نمیدهند". هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری به آیتالله خامنهای گفته است: "شما نباید دستور دستگیری مهدی كروبی را صادر می كردید". هاشمی در این دیدار همچنین اعلام كردهاست كه "با ادامهی این روند، اوضاع پیچیدهتر خواهد شد" و پاسخی كه آیتالله خامنهای به او داده تنها سكوت بوده است.»
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
خبرگزاری دولتی ایرنا طی مطلبی با عنوان "سخنی درباره سید حسن خمینی" به قلم محمد جعفر بهداد نوشت: آنچه امثال نگارنده را به دادن هشدار به نوه گرامی امام عزیز ترغیب می کند ، دلسوزی و علاقه ای است که به نظام و شخص سیدحسن دارند و البته حفظ نظام در کنار سایر ملاحظات سیاسی و عاطفی واجب تر ، بلکه از اوجب واجبات است . ملت ایران نسبت به اعضای خانواده و بستگان شخصیت های خدمتگزار و خوشنام ،همواره احترام ویژه قائلند و شاید بتوان گفت به نوعی امتیاز خاصی برای ایشان در نظر می گیرند . اعضای خانواده امام راحل نه تنها از این قاعده مستثنی نیستند ، بلکه به علت جایگاه آن عزیز سفر کرده در نزد ایرانی های قدر شناس ، از عزت و احترام مضاعفی برخوردارند . سالهاست که اعضای شریف بیت امام ( ره ) اعم از همسر مرحومه تا فرزندان و نوه های امام ، حرمت و قداست بی نظیری در میان ایرانیان دارند و این حرمت گذاری بدان جهت است که آنها را یار و همراه روزهای دشوار بنیانگذار جمهوری اسلامی و یا نماینده آرمان های امام خمینی می دانند . اما معیار امام راحل مبنی بر " حال فعلی افراد " برای ارزیابی میزان پایبندی خوش سابقه ها به اصول و آرمان های انقلاب و نظام اسلامی ، قطعا" شامل حال اعضای خانواده و بستگان خود ایشان نیز می شود ، زیرا اگر به فرموده امام " حفظ نظام از اوجب واجبات است " ، بنابر این در صورت غفلت یا کژ تابی افراد مورد احترام نسبت به آرمان های اصیل انقلاب و نظام ، نمی توان حرمت آنها را بر حیثیت و اعتبار نظام – که خونبهای هزاران شهید و مرهون ایثارگری جوانان فداکار و گمنام این سرزمین است – مقدم و مرجع دانست .
مدت زیادی از حوادث سیاسی و آشوب های خیابانی بعد از انتخابات و اخبار آشکار و پنهان راجع به همراهی سید حسن خمینی با یکی از حلقه های تصمیم گیری پشت صحنه تحرکات مذکور نمی گذرد که این روزها نشانه های دیگری از این رویکرد غلط در رفتار و تصمیمات نوه امام بروز کرده است .
سید حسن خمینی ، یکی از فرزندان مرحوم سید احمد خمینی است که به علت شرایط سنی ، حوادث انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس و تحولات سیاسی سال های پس از آن را عمدتا" از رهگذر مطالعه و شنیده ها درک کرده و ممکن است در فرایند ارائه اخبار یا تحلیل به ایشان قصور یاشیطنتی از سوی عناصر جاهل یا نفوذی صورت گرفته باشد . این واقعیت همواره وجود داشت که بعضی از اعضای بیت و دفتر امام به جناح سیاسی موسوم به چپ ( خط امام ) تمایل بیشتری داشتند ، اما آنها هیچگاه از اصول و مبانی نظام اسلامی نظیر حکومت دینی ، ولایت فقیه ، استکبار ستیزی و ... عدول و کم اعتنایی نمی کردند و گاهی سر بزنگاه برخی همراهان غافل یا کجرو خود را آنچنان مورد نهیب و عتاب قرار می دادند تا از این طریق خط کشی خود را با آن جماعت غافل یا نفوذی برای جامعه آشکار سازند .
اینکه سید حسن خمینی با کسانی همچون محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها نشست و برخاست سیاسی داشته باشد یا حتی در جلسات همفکری آنها برای پیشبرد اهداف انتخاباتی و فرا انتخاباتی مشارکت کند ، قابل ملامت نیست ، اما هنگامی که ثابت می شود این جماعت برخلاف سوابق سیاسی و اعتقادی خود با نقشه براندازانه دشمن همداستان و همراه شده اند ، دیگر نمی توان تداوم همپیمانی با این عناصر را توجیه کرد . اگر سید حسن خمینی می داند که این افراد بیش و پیش از هرگونه دغدغه به ظاهر اصلاح طلبانه ، در واقع با ولایت فقیه و نظام ولایی دچار مشکل شده اند ، در همنشینی و همگامی با آنها دچار خطای هولناکی شده است و اگر هنوز این واقعیت را درک نکرده ، باید کسانی را ملامت کرد که از ماموریت روشنگری نوه امام راحل در کوران یک فتنه پیچیده غفلت کرده اند ، در هر حال آنچه این نگرانی را افزایش می دهد تداوم پیوستگی وی با عوامل اصلی تحولات تلخ پس از انتخابات است . اگر چه از سید حسن انتظار می رفت بلافاصله پس از موضع گیری های موهن میرحسین موسوی در باره آرمان های فلسطین یا دروغگو نامیدن " حکومت " در برنامه زنده تلویزیونی واکنش غیرتمندانه نشان دهد ، اما از او لااقل این توقع وجود داشت که آئین معنوی احیا را در حرم مطهر حضرت امام ، آنهم به خاطر کسی مثل محمد خاتمی لغو نکند . این رفتار های سید حسن خمینی نشانه خوبی نیست و بیش از هر کس به اعتبار خودش در نزد ملت ایران لطمه می زند ، و گرنه اصول و آرمان های امام عزیز با این نوع تصمیمات و رفتارهای نسنجیده مخدوش نشده و نخواهد شد .
مرحوم حاج سید احمد خمینی در دوره پس از رحلت امام هیچگاه اجازه نداد روابط و رفاقت قدیمی اش با چپ های راست شده ، از ارادت و اطاعت او نسبت به ولایت فقیه و رهبری بکاهد ، بلکه دقیقا" وقتی همین رادیکال های تجدیدنظر طلب از او توقع داشتند تعادل نظام را به نفع مقاصد باندی آنها به هم بزند ، وارد صحنه می شد و با دفاع جانانه از رهبری و نظام ولایی آنها را ناکام می ساخت ، چنانچه مطلبی به این مضمون از یادگار امام باقی مانده که ؛ هر کس ادعا کند خط امامی است ، اما از آیت الله خامنه ای پیروی نکند ، دروغ می گوید .
این سخن مرحوم حاج احمد ، در واقع بیان یک معیار است و کسانی که تلاش می کنند تا به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم پای فرزندش را به عرصه احیای سکولار یزم ، بازسازی گروهک نهضت آزادی ، تطهیر دانشگاه آزاد و مشروعیت بخشیدن به اقدامات ضد انقلابی بازکنند ، نه تنها ارادتی به امام و خانواده اش ندارند ، بلکه در صدد بدنام کردن و به موزه راندن آموزه ها و آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی و انتقام گیری از نظام ولایی هستند .
سید حسن خمینی باید بداند که هر چه اعتبار و حرمت دارد ، از جانب توجهات و هدایتهای خمینی کبیر و خامنه ای عزیز است ، وگرنه از حیث شرایط عمومی نظیرسوابق مبارزاتی ، علم ، مدیریت و امثال آن ویژگی ممتازی در ایشان سراغ نداریم تا جایگاه فعلی اش را ناشی از آنها بدانیم . فرصت طلبان نیز نه از دانش و توانایی مدیریتی ، بلکه صرفا" از نوه امام بودن وی برای فریب افکار عمومی و مشروع جلوه دادن اقدامات خائنانه خود علیه اصول نظام و امنیت مردم بهره جسته اند .
در هر حال آنچه امثال نگارنده را به دادن هشدار به نوه گرامی امام عزیز ترغیب می کند ، دلسوزی و علاقه ای است که به نظام و شخص سیدحسن دارند و البته حفظ نظام در کنار سایر ملاحظات سیاسی و عاطفی واجب تر ، بلکه از اوجب واجبات است
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |

نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
خبر فوری : بازداشت میر حسین موسوی بعد از عید فطر !
میر نیوز:به گفته منابع کاملا اکاه و موثق بازداشت میر حسین موسوی در دستور کار نظام قراردارد به گفته این منابع این بازداشت بعد ازروز قدس و عید فطرخواهد بود و حتی تاریخ این بازداشت نیز به اطلاع شخص میرحسین موسوی رسیده اسث و وی از این بازداشت استقبال کرده واعلام نموده وقایع وعوامل اصلی کودتا را دردادکاه علنی بیان خواهد کرد وپا پیش نمی گذارد واز رای مردم حمایت خواهد کرد
خبر فوری : بازداشت مهدي کروبي نزديک است !
شمس الواعظين: سردبير روزنامهها در دوره دومخرداد پيشبيني کرد: بازداشت مهدي کروبي نزديک است.
ماشاء الله شمس الواعظين که با شبکه تلويزيوني العربيه درباره احتمال بازداشت مهدي کروبي و اين که چرا فقط کروبي قرار است، بازداشت شود، گفتوگو ميکرد، ابراز عقيده کرد زمان بازداشت مهدي کروبي نزديک شده است.
وي ادامه داد: کروبي روحاني است و بيش از موسوي اقدامات و سخنان جسورانه داشته است.
وي در پاسخ به اين که آيا نظام ايران به اين نتيجه رسيده که با ضعيف شدن اصلاح طلبان و حاميان آنها مي تواند اين دو فرد را بازداشت کند، گفت: پيشبيني ميشود بيش از 2 ميليون نفر از جنبش سبز شرکت کنند امري که مقامات درباره برگزاري آن هشدار داده اند.
به نقل از دکتر زهرا رهنورد همسر مهندس موسوی :
نظام دیکتاتوری قصد دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی را دارد
در چند روز آینده میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بازداشت خواهند کرد
آماده باش مردمی برای " تظاهرات و اعتصاب عمومی "
لطفا اطلاع رسانی شود...
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
رییس دولت دهم در پایان، اشخاصی نظیر لاریجانی، قالیباف، ولایتی، محسن رضایی و... را خارج از دایره اصولگرایی مكتبی دانستهاست.او چندی پیش هم گفتهبود: هنوز تا انتخابات آینده وقت زیاد است، ولی اگر مشایی رییسجمهور شود، بنده افتخار میكنم معاون اول ایشان باشم
سرویس ویژه یك خبرگزاری حامی دولت، روایت عجیبی از اظهارات عجیب احمدینژاد درباره مشایی منتشر كرده است.
به گزارش خبرنگار «آینده»، طبق این روایت احمدینژاد اخیراً در جلسهای با ابراز ناراحتی از انتقادهای صورتگرفته نسبت به رحیم مشایی، گفتهاست:بنده قصد داشتم آقای مشایی را به عنوان رییسجمهور دولت یازدهم مطرح كنم اما متاسفانه چهره او در را جامعه مخدوش كردند.
به گزارش این خبرگزاری، رئیسجمهوری در این جلسه با اظهار امیدواری از ادامه روند اصولگرایی در كشور یادآور شدهاست: بنده به ادامه این روند خیلی خوشبین هستم و شما یقین بدانید بحث اصولگرایی و روی كار آمدن دولتهای مكتبی در كشور ادامه خواهد داشت.
احمدینژاد در ادامه این جلسه از تصمیم خود برای تطهیر چهره مشایی سخن به میان آورده و تاكید كرده كه در صورت عدم تحقق این امر ما باید روی گزینههایی نظیر ثمرههاشمی، شیخالاسلامی و سعیدلو متمركز شویم تا اصولگرایی به معنای ماهوی و حقیقی آن در كشور ادامه پیدا كند.
رییس دولت دهم در پایان، اشخاصی نظیر علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، علیاكبر ولایتی، محسن رضایی و ... را خارج از دایره اصولگرایی مكتبی دانستهاست.
چندی پیش نیز در جلسهای احمدینژاد یكی از حاضرین در سوالی از صحت و سقم كاندیداتوری مشایی در انتخابات ریاست جمهوری آینده سوال كرده بود كه رییسجمهور خطاب به وی گفتهبود: هنوز تا انتخابات دور آینده وقت زیاد است، ولی اگر آقای مشایی رییسجمهور شود، بنده افتخار میكنم معاون اول ایشان باشم.
گفتنی است،اخیراً سایت شخصی اسفندیار رحیم مشایی با انعكاس مطلبی تحت عنوان « چرا مشایی نه»، مشایی را ژنرال ارشد احمدی نژاد خوانده و یكی از دلایل مخالفتها با وی را شانس بالای او برای پیروزی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری دانسته بود.
مثل این که از همین الان زمینه سازی برای انتخابات بعدی شروع شده و منظور از شانس بالای مشایی همون دوستانی هستند که آرا رو می شمارند.
http://13tir1388.blogfa.com/√جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم√√√
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
به دنبال دیدار روز گذشته سید حسن خمینی و اعضای بیت امام خمینی با علیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی و مشاور ارشد میرحسین موسوی پس از آزادی او،و همچنین شکایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی از روزنامه کیهان،حسین شریعتمداری و زیردستانش با استفاده از رسانه های دولتی به شدت سید حسن خمینی را آماج حمله و تهدید قرار دادند.
نماینده آیت الله خامنه ای در کیهان روز دوشنبه طی مطلبی به شدت به سید حسن خمینی نوه آیت الله خمینی حمله کرد و مدعی انحراف موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی شد.
شریعتمداری نوه آیت الله خمینی و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی را تهدید کرد که در صورت پیگیری شکایت«با اسناد غيرقابل انكاري كه در اين دادگاه ارائه مي كند، ضمن پرده برداري از برخي پلشتي هاي خيانت آميز نسبت به ساحت مقدس حضرت امام، به وضوح نشان خواهد داد كه برخي از جاخوش كردگان در مركز ياد شده صلاحيت و لياقت لازم براي حضور در اين مؤسسه را ندارند.»
از سوی دیگر ساعتی پیش محمد جعفر بهداد از کارکنان روزنامه کیهان با انتشار مطبی مشابه در خبرگزاری ایرنا سید حسن خمینی را به «همراهی با يكي از حلقههاي تصميم گيري پشت صحنه» آنچه «آشوب های خیابانی» نامید متهم کرد و مدعی شد که«اين روزها نشانههاي ديگري از اين رويكرد غلط در رفتار و تصميمات نوه امام بروز كرده است.»
خبرگزاری وابسته به تیم احمدی نژاد همچنین از محمد خاتمی و محمد موسوی خوئینی ها را نیز به «همراهی با نقشه براندازانه دشمن» متهم کرد و نوشت«اينكه سيد حسن خميني با كساني همچون محمد خاتمي و موسوي خوئينيها نشست و برخاست سياسي داشته باشد يا حتي در جلسات همفكري آنها براي پيشبرد اهداف انتخاباتي و فرا انتخاباتي مشاركت كند ، قابل ملامت نيست ، اما هنگامي كه ثابت ميشود اين جماعت برخلاف سوابق سياسي و اعتقادي خود با نقشه براندازانه دشمن همداستان و همراه شدهاند ، ديگر نميتوان تداوم همپيماني با اين عناصر را توجيه كرد.»
بعضی از خبرگزاری های وابسته به کودتا نیز یک تقسیم بندی کلی را انتخاب نموده اند بر این اساس میر حسین موسوی،سید حسن خمینی و علیرضا بهشتی را رهروان حقیقی راه امام و مهدی کروبی و محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها را رهروان ظاهری خط امام توصیف کرده اند.
خبرگزاری ایرنا در ادامهافزود« اگر سيد حسن خميني ميداند كه اين افراد بيش و پيش از هرگونه دغدغه به ظاهر اصلاحطلبانه ، در واقع با ولايت فقيه و نظام ولايي دچار مشكل شدهاند، در همنشيني و همگامي با آنها دچار خطاي هولناكي شده است و اگر هنوز اين واقعيت را درك نكرده ، بايد كساني را ملامت كرد كه از ماموريت روشنگري نوه امام راحل در كوران يك فتنه پيچيده غفلت كردهاند ، در هر حال آنچه اين نگراني را افزايش ميدهد تداوم پيوستگي وي با عوامل اصلي تحولات تلخ پس از انتخابات است.»
خبرگزاری دولت همچنین نوه آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را تهدید کرد و افزودنسيد حسن خميني بايد بداند كه هر چه اعتبار و حرمت دارد، از جانب توجهات و هدايتهاي خميني كبير و خامنهاي عزيز است، وگرنه از حيث شرايط عمومي نظيرسوابق مبارزاتي،علم،مديريت و امثال آن ويژگي ممتازي در ايشان سراغ نداريم تا جايگاه فعلياش را ناشي از آنها بدانيم.فرصت طلبان نيز نه از دانش و توانايي مديريتي، بلكه صرفا از نوه امام بودن وي براي فريب افكار عمومي و مشروع جلوه دادن اقدامات خائنانه خود عليه اصول نظام و امنيت مردم بهره جستهاند. »
علاوه بر شکایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی علیه کیهان دیدار روز گذشته سید حسن خمینی و خانواده آیت الله خمینی با دکتر علیرضا بهشتی پسر آیت الله بهشتی ساعتی پس از آزادی او از دیگر دلایل حمله شدید کودتاگران به سید حسن خمینی و بیت امام خمینی است.
منبع: جرس
نوشته شده توسط ارمين ارمكان در تاريخ Tue 15 Sep 2009. مربوط به بخش : اخبار |
|